مشاهیر ونامداران عنبران:(۱_پهلوان حاج ميرزا امانی)
پهلوان حاج میرزا امانی عنبران:ایشان بزرگترین وقوی ترین پهلوان عنبران دردوران معاصر بودند وتا آخرعمر کسی او را در میادین کشتی نتوانست شکست دهد. طبق نقل قولهای هم سن وسالهایش فردی قوی بنیه بودند و ازقدرت بدنی خارق العاده ای برخورداربوده اند بطوری که کامیون 10تنی را بلند میکرده تا راننده، لاستیک پنچر شده کامیون را از زیرش درآورده وتعویض کند و یامهره های پیچ چرخ کامیون را را با دست باز می کرد ویابا گرفتن یک گوشه کیسه 100کیلویی گندم یا جو و برنج و......آن را از زمین بلند می کرده است. وغیره.....که در پایین به دو داستان واقعی از ایشان نیز اشاره می کنیم.۱_حدود70سال پیش وقتی که در حال بازگشت با دوستانش ازتهران به عنبران بودند خانم عزت الملوک نامی که مالکان بزرگ منطقه فولادلو اردبیل بودند ودر منطقه پونل رضوانشهر ساکن بودند باخبر میشود که پهلوان حاج میرزا درحال گذر از پونل هستند،فورا افرادی را مامور کرده واو را گرفته وبه قصر خود برده و از او میخواهدتا با پهلوانانش مسابقه کشتی بدهد وحاج میرزا عذر آورده وحاضربه کشتی گرفتن نمی شود ولی دراثراصرار واجبار عزت الملوک باسه تن از پهلوانانش کشتی گرفته وهرسه پهلوان اورا شکست داده و عزت الملوک درظاهرجوایز ارزنده ای به او میدهد ودر نهان دستور دستگیری وقتل او را صادر میکند که خوشبختانه پهلوان حاج میرزا و دوستانش از این ماجرا باخبرشده واز مهلکه فرار می کنند.۲_دریکی از روزها پهلوان حاج میرزا درنمین به کافه ای میرود تا چند استکان چای بنوشد،ناگهان مردی ناشناس وبلندهیکل وارد کافه شده ودر کنار او می نشیند وسرصحبت را باز کرده و از پهلوان حاج میرزا می پرسد که شنیدم یک پهلوان قدرتمند در عنبران به نام حاج میرزا وجود دارد ومیخواهم او را ببینم با او کشتی بگیرم، پهلوان حاج میرزا وقتی که می بیند تازه وارد او را نمی شناسد واز میزان قدرت او هیچ آگاهی ندارد به قصد امتحان میزان قدرت و نیروی تازه وارد از او میخواهد :یکه حبه قند را ازقندان بردارد وآن را با قراردان بین دوانگشت شست وشاهد خود له وخرد کند و به او می گوید:اگر توانستید این کار را بکنید قطعا میتوانید اورا شکست دهید واگر نتوانید این کا را را انجام دهید از او شکست میخورید ورسوا می شوید،سپس تازه وارد یک حبه ازقندان برداشته وبین دوانگشت خود گذاشته و با قدرت وتوان زیاد فشار میدهد ولی متاسفانه موفق به له وخرد کردن حبه قندنمی شود که درآخرسر پهلوان حاج میرزا خودش چندین حبه قند را برداشته وبین دوانگشت قرار داده و پودر میکند و تازه وارد متوجه می شود که فردی که با او صحبت می کرده است خود پهلوان حاج میرزا بوده فورا عذرخواهی کرده ودست وصورت پهلوان حاج میرزا می بوسد وبا او دوست شده واز ارادتمندان همیشگی ایشان می شوند.
دانشمندجهانگیری میناآبادفرزندهلال بیگ فرزند علی مرادبیک فرزندجهانگیربیگ فرزندحسینعلی بیگ فرزند گنجی بیگ فرزندشاه پلنگ بیگ برادرزن میرجمال الدین معروف به میرقره خان ودایی وفرمانده میرمصطفی خان تالش،متولد1343/1/2 ،روستای میناآباد ،بخش عنبران ،شهرستان نمین، استان اردبیل ،محل تحصیلات ابتدایی دبستان نورمیناآباد ومطلعی نمین،محل تحصیلات دوره راهنمایی آموزشگاه شهیدشیردل نمین،محل تحصیل دوره متوسطه دبیرستان شهیدمطهری نمین ازسال 1360الی1363،محل تحصیل دوره کاردانی ازسال1363 الی1365(فوق دیپلم علوم اجتماعی)تربیت معلم شهیدرجایی تبریز،محل تحصیل دوره کارشناسی(لیسانس علوم اجتماعی) آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان ساری، محل تدریس مناطق آموزش وپروش شهرستانهای کوثر - اردبیل- نمین -قائمشهر- رضوانشهروتالش ،سال بازنشستگی 1388،ازدوران کودکی دوستدارفراگیری علم ودانش بوده وهستم واین علاقه باعث انتخاب شغل معلمی وزندگی با کتاب ومطالعه شد ولی به دلیل مشکلات زندگی امکان دامه تحصیل درمقاطع ارشد ودکترا نبود به همین خاطر برای جبران فرصتهای ازدست رفته پس ازبازنشستگی به فکرادامه تحصیل افتادم هرچندکه ادامه تحصیل پس از بازنشستگی هیچ تاثیری در ترفیع شغلی وافزایش حقوق من ندارد وبسیاری از دوستان مرا سرزنش می کنند که چراخودرا بیخودی دراین سن وسال درگیر تحصیل می کنم ولی من درجواب ایشان میگویم که فراگیری علم ودانش برای افزایش علم وآگاهی است نه برای پول وثروت و فراگیری علم ودانش زمان ومکان نمی شناسد.وچون نام کوچک من دانشمنداست باید اسم با مسمی باشم وبه خاطر اسمم هم که شده بایدهمیشه