صد و يك نام خداوند درمتون زرتشتی
غناي يك دين را بايد در نامهايي كه براي خدا در آن آمده است، جستجو نمود. صد و يك نام در واقع تعاريف و صفات خداوند اند كه در نيايشها و سرودهاي ديني زرتشتي به كـار رفته اند. عمده ترين اين نيايشها مجموعة نيايشهاي دينـي زرتشـتيان، يعنـي كتـاب خـرده اوستا ميباشد. خرده اوستا يا خورده اوستا و در پهلوي خورتك اوستاك به معنـي اوسـتاي كوچك، يكي از بخشهاي اوستاي متأخر، و جوانترين بخش اوستا، كتابي مسـتقل، عـاري از درونمايه هاي تازه است. اين مجموعه در واقع شامل گزيده هايي از بخشهـايي ديگـر از اوستا )يسنا، يشتها، ويسپرد و نديداد(، و دعاها و نيايش هايي است كـه در اعمـال عبـادي روزانه، اعياد، جشنهاي ديني سال و مراسم ديني چـون روز سـدره پوشـي، كشـتي بسـتن، عروسي، سوگواري و . . . به كار ميرود. در واقع خرده اوستا دعاهـاي كوتـاهي اسـت كـه مردم عادي در موقعيت هاي آئيني و در پنج گاه روز ميخوانند. تـدوين ايـن كتـاب ظـاهراً توسط آذرباد مهر سپندان موبـدان موبـد دورة شـاپور دوم ساسـاني صـورت گرفتـه اسـت. نسخه هايي كه از خرده اوستا در دست اسـت يكـي نيسـت و در بعضـي از آنهـا دعاهـا و نيايش هايي وجود دارد كه در ديگـري نيسـت. امـا تنهـا بخـش ثابـت در همـة نسـخه هـا، هرمزديشت است.

خرده اوستا به ويژه از آن جهت داراي اهميت اسـت كـه صـدويك نـام خداوند در آن آمده است. اين نامها عبارتند از:

1-ايزد، يزت: ستودني، بزرگ ستايش شـونده

2-هروسـپ تـوان، هـه رويسـپ تـه وان: تواناي كل

3-هروسپ آگاه، هه رويسپ ئاگا : داناي كل

4-هروسـپ خـدا، هـه رويسـپ خوتاي :دارندة كل، خداوند بسيار بزرگ شادي بخش همگان

5-ابده، ئه بده :بي آغـاز

6-اَبی انجام،ئه وي ئه نجام : بي پايان، بيانجام

7- بوونه سته ،بونَستَه: بنياد، اسـاس كـل، بـن آفرینش

8-فراخته نته،فراختنده:توانای بسیارگسترده

9-جمـغ، چمـغ :،پيشـرو

10-فراژتره، پرزه تَره :بهترين

11-توم اويژ، توم اَفَه په : پاكترين پـاكهـا

12-ابرونـت، اَبـرَه ونت : موجود در هر ذرهاي، از همه بالاتر

13- پروندا : پيرامون همه چيز

14-ان اَيافَـه : درنیافتنی

15-هم ايافَه :مراد و يابندة همگان

16-آدرو :راستترين

17-گيرا :دستگير

18-اَچِم : خودآفريده، بي علت

19-چمنا : آفرينندة كل، چيسـتي چيسـتي هـا

20-سپنتَه : مقدس، خوبي رسان

21-افزا، اوزا :افزاينده

22-ناشا : دادگـر

23-پـرورا: پرورش دهنده پانا: پناه دهنـده، نگـاه دار

24-پانا: پناه دهنـده، نگـاه دار

25-ئـايين ئاوينـه : پيـدا و پديـدار

26-اَئاوينه : ناپيدا، بي شكل

27-خره اُشيت توم :استوارترين

28-مينوتوم :روحـاني تـرين

29-واشنا : دوست داشتني ترين

30-هروسپ تـوم : هسـتي كـل

31-هوسـي پـاس: سزاوار ستايش

32-هر هميت :اميد همه

33-هرنكفَره :فرهمة نيكيها

34-ئيش ترنا:رنج زدا

35-ترونيس : بدي زدا

36-اَنه اُشك :جاوداني، بي مرگ

37-فَرَشك :كام ده

38-بزوهدهد، پژوهيده : پژوهيدني، جسـتجو شـده

39-خـواپر : فروغمنـد، مهربـان

40-اَوخشايا : بخشاينده

41-اَورزا : برتري بخش

42-اَسيتُوه : ناستوه

43-رخُـه: بـينيـاز

44-وروِن : رهانيده، دور دارندة تباهي

45-اَفريفتَه، اَفريپه : فريب ناپـذير، فريفتـه نشـدني

46-اَوِفريپ ته، بي فريفته : نافريبنده

47-اَزوي : يكتا

48-كـام رت :کام ده،سروربخش

49-فرامان كام : كام بخش

50-اَيِختَه :يگانه، بي انباز

51-اَفَرُموش : بي فراموشـي

52-همارنا :آمارگر، شماردار

53-شنايا : شنونده، همه چيزدان

54-اَتَـرس :بـي تـرس

55-اَبـيش : بـيرنـج

56-اَفـراز تـوم: سـرافرازترين

57-هـم چـون :هميشـه يكسـان

58-مينوستيگر :آفرينندة جهان مينوي

59-اَمينوگر :آفرينندة جهان مادي

60-مينونَهب، مينـونهفت:روان تاب

61-آذرباتگر، آذربادگر : تبديل كنندة آتـش بـه هـوا

62-آذرنمگـر: پديدآورندة آتش از آب

63-بات آذرگر، وات آذرگر : پديدآورنـدة هـوا از آتـش

64-بـات نمگر : پديدآورندة هـوا از آب

65-بـات گـل گـر : پديدآورنـدة هـوا از خـاك

66-بات گیرتوم:پدیدآورنده گردباد،سازنده هوا وزمین

67-آذرکیبریت توم:پديدآورندة آتـش از از گوگرد، برافروزندة آتشها

68-بات گرجاي :پديدآورندة هوا در همه جـا، سـازندة بـاد

69-آوتوم : پديدآورندة آب

70-گل آذرگر : پديدآورندة خاك از آتش

71-گل وات گـر: پديدآورندة خاك از هـوا

72-گـل نمگـر : پديدآورنـدة خـاك از آب

73-گرگـر:سازنده سازندگان

74-گَراُگَـر : سـازندة خواسـتها

75-گَرآگَـر :آفريـدگار انسـان

76-گَرآگَرگَر : آفريدگار امشاسپندان

77-اَگرآگر : آفريدگار چهار آخشيج

78-اَگَرآگَرگَـر: آفريدگار چهرستارگان

79-اَگومان : بيگمان

80-ژَمان، اَزمان : بـيزمـان، ابـدي

81-اَخوآن ،خواب: بيخـواب

82-آموشـت هوشـيار :بخشایشگرهوشیار

83-فَشـوتَنا:نگهبان تن

84-پتَه مـاني، پـدماني : هميشـه دادگسـتر

85-پیروزگر:پیروز،فاتح

86-خداوند،خودآی:خداوندگار،مالک

87-اهوره مزده، اورمـزد :هسـتي بخـش دانـا

88-اَبرين كوهن توان : بزرگ آفريدگار بي آغاز

89-اَبرين نوتوان : بازساز بـزرگ

90-وسپان : نگاه دارندة همه


91-وسپار :بخشنده

92-خواور : هستي بخش، فرمانرواي جهـان

93-اَهو : بخشايشگر

94-اَوخشيدر : بخشندة بخشـايشگـر

95--داتـار :آفريننـده

96--رايومند :رخشنده

97-خَرِهمند، خَروهمند :باشكوه، فرهمند

98-داور : قاضي

99-كَرفــهگــر :رســتگاري بخــش

100-بوختــار :رهــايي بخــش

101-فرشــوگر: رستاخيزكننده
اين نامها اشاره به صفات اصلي مزداي پـاك اسـت، كـه بيـانگر ويژگـيهـا و افعـال او
هستند. مزدا خود يك مينو است، يعني وجودي بدون جسم اسـت. اگرچـه وي بـه صـفاتي
چون گويايي، شنوايي، بينايي و ... متصف است، اما اينكـه او همـه چيـز را مـيبينـد و حتـي آهستهترين صداها را ميشنود، دليلي بر جسماني و قابل رؤيت بودن او نيست. در اوستا هـيچ عبارت و پيامي وجود ندارد كه در آن از اهورا مزدا به شكل قابل رؤيت ياد شده باشد. اينكـه او به عنوان خوش پيكرترين، داراي زيباترين هيأت و ... بيان شده است، به اين معنا نيست كه او داراي شكل و صورتي قابل رؤيت براي بشر باشد، بلكه منظور از اين گونه عبارات، جلـب توجه به اين نكته است كه او مظهر اين صفات است. بهعنوان نمونه، در يشت ششم، خورشيد به منزلة پيكر مزدا معرفي شده است، اما هيچ كس جز اين فكر نميكند كه اين اشاره، تنها يك تمثيل و بيان شاعرانه است. روشنايي در حقيقت جوهر اهورا اسـت و همـة انـوار، پرتـويي از وجود او هستند، زيرا صفت مزدا، نورالانوار است. او با نيكـوترين واژة مقـدس يعنـي ـ اشـه وهيشته ـ پاكي و خلوص توصيف شده است. وي مظهر خـوبيهـا اسـت و تنهـا نيكـي از او صادر ميشود و از همين رو، بارزترين و اصليتـرين صـفت باورمنـدانش، پـاكي و خلـوص است. ايشان همان اشونان در دين مزديسنا هستند.