تاثیرمهاجرت کاری بر میزان اعتیاد نوجوانان وجوانان بخش عنبران:

تأثیر مهاجرت کاری بر اعتیاد دربخش عنبران
پیامدهای اجتماعی و خانوادگی مهاجرت کاری در مناطق محروم از اشتغال: مطالعه موردی منطقه نمین
چکیده
این مقاله به بررسی رابطه مستقیم بین کمبود فرصت‌های شغلی پایدار در منطقه نمین و پدیده مهاجرت کاری اجباری نیروی کار می‌پردازد. با تحلیل پیامدهای دوری طولانی‌مدت از کانون خانواده، فرضیه‌ای مطرح می‌شود که این انزوای اجتماعی و نیاز به پر کردن خلاء عاطفی، یکی از عوامل مؤثر در گرایش افراد به مصرف مواد مخدر و در نهایت اعتیاد است. هدف، برجسته ساختن ضرورت توجه سیاست‌گذاران به توسعه اقتصادی منطقه‌ای به عنوان یک راهکار پیشگیرانه اجتماعی است.

مقدمه
منطقه نمین، مانند بسیاری از مناطق در حاشیه توسعه، با معضل کمبود زیرساخت‌های صنعتی و کارخانه‌ای روبروست. این وضعیت، نیروی کار جوان و فعال منطقه را مجبور می‌سازد تا برای تأمین معاش به شهرهای دیگر یا حتی خارج از کشور مهاجرت کنند. این مهاجرت، هرچند از نظر اقتصادی برای فرد شاید ضروری باشد، اما هزینه‌های اجتماعی و روانی سنگینی را بر فرد و خانواده تحمیل می‌کند. این تحقیق بر آن است تا با تحلیل شرایط ویژه نمین، زنجیره ارتباطی بین مهاجرت کاری اجباری، انزوای اجتماعی، و افزایش خطر اعتیاد را ترسیم نماید و با ارائه راهکارهای سیاستی، گامی در جهت شکستن این چرخه مخرب بردارد.

بخش اول: ضرورت مهاجرت کاری و انزوای اجتماعی
۱. فقدان زنجیره ارزش محلی:

نبود صنایع تبدیلی یا کارخانه‌های تولیدی در منطقه نمین باعث شده است که هیچ فرصت شغلی در مقیاس بزرگ و دائم برای جوانان فراهم نشود. اقتصاد منطقه عمدتاً متکی بر کشاورزی سنتی و دامداری است که ظرفیت محدودی برای جذب نیروی کار جوان دارد. این شکاف اقتصادی منجر به ایجاد یک فشار ساختاری بر افراد برای ترک زادگاه خود می‌شود.

۲. دوری طولانی‌مدت از خانواده:

تعریف “مهاجرت کاری” در این منطقه اغلب به معنای دوری چندین ماهه یا حتی چندساله از خانواده است. این جدایی فیزیکی، پیوندهای عاطفی را تحت تأثیر قرار داده و اصل ثبات و امنیت عاطفی خانواده را به چالش می‌کشد. فرد مهاجر در غربت، فاقد حمایت‌های روزمره و گرمای کانون خانوادگی است.

۳. فقدان سازوکارهای مقابله‌ای:

نبود شبکه‌های حمایتی رسمی و غیررسمی قوی در محل کار یا محل سکونت موقت (مانند خوابگاه‌های کارگری)، فرد مهاجر را در مواجهه با استرس‌های شغلی، مالی و روانی ناشی از تنهایی، آسیب‌پذیر می‌سازد. این خلاء حمایتی، فرد را به سوی راهکارهای انفرادی و اغلب مخرب سوق می‌دهد.

بخش دوم: رابطه بین انزوا و گرایش به مواد مخدر
۱. پر کردن جای خالی عاطفی:

مواد مخدر در این بافت، اغلب به عنوان یک مکانیسم “خوددرمانی” ناکارآمد برای مقابله با هیجانات منفی ناشی از انزوا عمل می‌کنند. احساساتی مانند اضطراب، افسردگی، دلتنگی و حس تنهایی، فرد را مستعد جستجوی تسکین فوری می‌کند. مواد مخدر با ایجاد سرخوشی موقت، راهی برای فرار از واقعیت تلخ دوری و بی‌پناهی ارائه می‌دهند.

به بیان ریاضی، اگر ( S ) نشان‌دهنده سطح استرس و ( I ) نشان‌دهنده شدت احساس انزوا باشد، احتمال گرایش به مصرف مواد ( P ) را می‌توان تابعی از این دو متغیر دانست:

[

P = f(S, I) \quad \text{که در آن} \quad \frac{\partial P}{\partial S} > 0 , \frac{\partial P}{\partial I} > 0

]

۲. فرصت و محیط:

شرایط محیطی جدید، به‌ویژه در اقامتگاه‌های موقت کارگران مهاجر، می‌تواند به عنوان یک کاتالیزور عمل کند. قرار گرفتن در گروه‌های همکاری که خود ممکن است درگیر مصرف مواد باشند، دسترسی به مواد را آسان‌تر ساخته و هنجارهای اجتماعی گروه، مصرف را عادی‌سازی می‌کند.

۳. تداوم و اعتیاد:

چرخه معیوبی شکل می‌گیرد: استرس و انزوای ناشی از دوری، فرد را به مصرف مواد سوق می‌دهد. مصرف، تسکین موقتی ایجاد می‌کند، اما با از بین رفتن اثر ماده، فرد با عوارض خماری و احساس گناه و استرس مضاعف روبرو می‌شود که مجدداً او را به سمت مصرف می‌کشاند. این چرخه به سرعت منجر به وابستگی جسمی و روانی (اعتیاد) می‌شود:

[

\text{دوری} \rightarrow \text{استرس و انزوا} \rightarrow \text{مصرف مواد} \rightarrow \text{تسکین موقت} \rightarrow \text{عود استرس} \rightarrow \text{مصرف مجدد}

]

این وابستگی، بازگشت موفقیت‌آمیز فرد به خانواده و جامعه محلی را با موانع بسیار پیچیده‌تری مواجه می‌سازد.

بخش سوم: پیامدها
۱. آسیب‌های فردی:

اعتیاد، فروپاشی تدریجی سلامت جسمی (از جمله بیماری‌های قلبی-عروقی، کبدی و عفونی) و روانی (تشدید افسردگی، اضطراب و روان‌پریشی) فرد مهاجر را به دنبال دارد. این امر نه تنها توان کاری او را کاهش می‌دهد، بلکه او را به حاشیه جامعه مقصد نیز می‌راند.

۲. آسیب‌های خانوادگی:

نبود سرپرست فعال و سالم به مدت طولانی، بنیان خانواده را سست می‌کند. این وضعیت می‌تواند منجر به بروز مشکلات رفتاری و تحصیلی در فرزندان، افزایش تنش میان زوج‌ها و در نهایت فروپاشی کانون خانواده شود. گاهی اعتیاد فرد مهاجر، کل منابع مالی خانواده را نیز به نابودی می‌کشاند.

۳. هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی برای منطقه نمین:

اعتیاد مهاجران بازگشتی، مشکلات اجتماعی منطقه مبدأ را تشدید می‌کند. این پدیده منجر به کاهش بهره‌وری نیروی کار بالقوه، افزایش هزینه‌های بهداشتی و درمانی، گسترش شبکه‌های قاچاق مواد در منطقه و افزایش Potential برای بروز جرم و جنایت می‌شود. به عبارت دیگر، هزینه اقتصادی مهاجرت، فراتر از خروج نیروی کار، به شکل یک بحران بهداشت عمومی و امنیت اجتماعی به منطقه بازمی‌گردد.

نتیجه‌گیری و پیشنهادات سیاستی
یافته‌های این مطالعه موردی نشان می‌دهد که پدیده مهاجرت کاری اجباری در مناطق محروم از اشتغال مانند نمین، یک مسئله صرفاً اقتصادی نیست، بلکه یک بحران اجتماعی چندبعدی با تبعات گسترده از جمله شیوع اعتیاد است. حل این بحران نیازمند عبور از نگاه تک‌بعدی و اتخاذ یک رویکرد توسعه‌ای جامع و چندبعدی است:

۱. توسعه اقتصادی منطقه‌ای و ایجاد اشتغال پایدار:

سرمایه‌گذاری هدفمند دولت و بخش خصوصی در صنایع تبدیلی و تکمیلی مرتبط با پتانسیل‌های منطقه (مانند کشاورزی و دامداری).
توسعه صنعت گردشگری با توجه به جاذبه‌های طبیعی و تاریخی نمین.
حمایت از ایجاد و توسعه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط (SMEs) و تعاونی‌های محلی با ارائه تسهیلات ارزان‌قیمت و آموزش‌های فنی.
۲. ایجاد شبکه‌های حمایت روانی-اجتماعی:

راه‌اندازی و تقویت «مراکز خدمات روان‌اجتماعی کارگران مهاجر» در شهرهای بزرگ مقصد (مانند تهران، تبریز یا شهرهای صنعتی).
ارائه خدمات مشاوره فردی و گروهی، برنامه‌های آموزشی مدیریت استرس و خلق‌وخو، و ایجاد گروه‌های همیاری در بین خود کارگران مهاجر.
استفاده از ظرفیت سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌های ایران در کشورهای مقصد مهاجرت بین‌المللی برای ارائه حمایت‌های پایه.
۳. اجرای برنامه‌های آموزشی و پیشگیرانه جامع:

طراحی و اجرای کمپین‌های آگاه‌سازی در سطح شهرستان نمین با محوریت خطرات مهاجرت کاری کنترل‌نشده و ارتباط آن با آسیب‌هایی مانند اعتیاد.
گنجاندن واحدهای درسی یا کارگاه‌های آموزشی در مدارس و مراکز فنی‌وحرفه‌ای در مورد مهارت‌های زندگی، مدیریت مالی و راهکارهای مقابله سالم با استرس برای جوانانی که در معرض خطر مهاجرت هستند.
آموزش و توانمندسازی خانواده‌های دارای عضو مهاجر برای شناسایی علائم هشداردهنده و ارائه حمایت عاطفی مؤثر از راه دور.
در نهایت، شکستن چرخه «فقر فرصت شغلی ← مهاجرت اجباری ← انزوا ← اعتیاد» مستلزم عزمی ملی و برنامه‌ریزی دقیق مبتنی بر درک واقعیت‌های بومی مناطق محروم است. سرمایه‌گذاری در توسعه نمین، نه تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک اقدام اساسی در زمینه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی عمیق است.

بقاع متبرکه شهرستان نمین:


تبلیغات
موسسه مطالعات و تدوین تاریخ اردبیل
بقاع متبركه شهرستان نمين
براساس شواهد و مستندات تاريخي وادبي اين مرز بوم،ارادت و عشق به خاندان عصمت و طهارت و آل علي (ع) در طول چهارده قرن گذشته با گوشت و خون و رگ مردم ايران در آميخته و در اعتقادات و باورهاي شيعي تبلور يافته به صورت ‍ژرف و پاك در تمامي حركتهاي ملي و تاريخي اين سامان خود را به عيان نشان داده است.

ايرانيان از زمان حيات پيامبر اسلام چنان با اين دين انس و الفت نشان داده و چنان نقش تاريخي خود را نسبت به اين دين به نمايش گذاشته اند كه امكان چشم پوشي نسبت به اين حقيقت تاريخي را براي هميشه از ميان برده اند.

پس از رحلت پيامبر اكرم اين الفت با اهل بيت ايشان به صورت دوستي علي (ع) و فرزندان او در اين پهنه به صورت مكتب اعتقادي مردم اين سرزمين جلوه گري كرد تاجايي كه افتخار عنوان تنها شكور شيعي جهان و سردمدار پيروي از علي (ع) و فرزندان او را به دست آورد.

از همين روي همواره در طول تاريخ شاهديم كه هنگامي كه فشار بر ضد علويان اوج مي گرفت ، ايران پذيراي قدوم آنان بوده و به پذيرايي از خاندان علي مفتخر بوده است، ورود حضرت امام رضا (ع) به ايران و به شهادت رسيدن ايشان موجب افزايش ورود بسياري از افراد خاندان ايشان شد.

بسياري از اعراب شيعي در اثر فشار ، به ايران پناهنده شدند و در بسياري از نقاط اين ملك پراكنده شدند و بويژه در نواحي مركزي قم، اثفهان و فارس و خراسان اقامت گزيدند.

از جمله مندرجات كتب تاريخي همچون عمدۀ الطالب، مقابل الطالبين ، لباب الانساب و فخرالانساب و ساير كتب تراجم احوال و رجال و حتي تذكره هاي مختلف، حاكي از اقامت ابدي بسياري از اين مقدسات و بزرگان در اين سراست.

در اين قسمت به بقاع متبركه شهرستان نمين مي پردازيم:

زيارتگاه بابا حمزه (ع)

مقبره بابا حمزه در شمال شرقي شهرستان نمين، حدود مرزي ايران و آذربايجان ، در قبرستان قديمي روستاي ميناباد واقع شده است. اين بنا در تپه شرقي مشرف به روستا مستقر بوده و بابا حمزه به همراه فرزندان و اهل بيت خود در اين محل به خاك سپرده شده اند.

بناي كنوني مقبره از لحاظ كالبدي، يك ساختمان مستطيل شكل با ابعاد تقريبي 5�8 متر است كه با دو پنجره

نورگيري آن تأمين مي شود. ورودي مقبره در ضلع قبله واقع شده و در بخش داخلي آن چهار ستون چوبي

به چشم مي خورد كه بار سقف چوبي در بخش مياني را تحمل مي كند. سقف بنا با ساختار بومي بصورت تيرپوش مي باشد.

ساختمان قديمي مقبره در سال 1379 ه.ش به دليل فرسودگي زياد تخريب شده و بناي كنوني با مصالح بومي در همان محل، در ميان سنگ قبرهاي قديمي احداث شده است.

زيارتگاه بابا خزري (ع)

زيارتگاه بابا خزري در پانزده كيلومتري شمال شهرستان نمين ، در قريه عنبران عليا، در گورستان عمومي واقع در كوههاي غربي مشرف به روستا قرار گرفته است، ايشان نزد روستائيان به بابا خدا نيز معروف مي باشد.

باباخزري به روايت امام جمعه عنبران شاگرد شيخ صفي الدين اردبيلي و رابط مابين شيخ صفي و شيخ زاهد گيلاني بوده است. از وي در كتاب شيخ صفي الدين به بابا خزر اليواني نيز ياد شده است.

وي بابا خرم هم عصر و در طريقت شيخ شهاب الدين سهرودي (معروف به شيخ اشراق) بوده است. بناي اين امامزاده بسيار ساده و نوساز بوده و ابعاد تقريبي آن 5�4 متر مي باشد.

بقعه مباركه پير شبلي (ع)

زيارتگاه متبركه پير شبلي در شمال شرقي شهر نمين و در قريه مرزي ميناباد قرار گرفته است.

اين پير از نوادگان پير شبلي مي باشد كه در روستاي ميناباد زندگي مي كرده است. وي نسبت به مردم اردات خاصي داشته و مردم نيز از ايشان در گذشته وحال كرامات بسيار ديده اند. پير به ذكر خدا و قداستش محبوب مردم بوده و به همين دليل بعد از فوت وي مردم زيارتگاه مربوطه را بنا نموده اند.

در حريم اين زيارتگاه خانه هاي روستايي مستقر شده اند. مقبره اصلي چندين سال پيش تخريب و تجديد بنا گرديده و در ساختمان جديد از مصالحي چون سنگ لاشه ، سنگ مرمر با سازه بتني استفاده شده است.

بقعه متبركه پير جماعت (ع)

بقعه متبركه " پير جماعت" در پانزده كيلومتري شمالي شهرستان نمين و چهار كيلومتري شرقي شهر عنبران سفلي در روستايي به نام كُلَش واقع شده است. بناي مقبره در يك كيلومتري شمال روستاي مذكور به طرف مرز ايران و آذريجان توسط جاده پرپيچ و خم كوهستاني و صعب العبور قابل دسترسي است. مقبره پيره جماعت دور از مجموعه سكونتگاهي و در ميان قبور اهالي قرار گرفته است.

امامزاده كه پير جماد نيز ناميده مي شود از شاگردان شيخ صفي الدين اردبيلي بوده است. در سال 1304 ه.ش براي حفظ مرقد پير، بارگاهي توسط اهالي محل ساخته مي شود . آخرين تعميرات انجام گرفته بر اين ساختمان مربوط به سال 1364 ه.ش مي باشد.

بنا شامل يك گنبد خانه كوچك است كه پلان و بشن گنبد خانه بصورت دايره و ساختار آن استوانه اي شكل مي باشد. قبل از داخل شدن به گنبد خانه از ورودي جهت قبله، به اتاقي در ابعاد تقريبي 5/2�5/2 متر وارد مي شويم كه به عنوان پيش فضا عمل مي كند.

بقعه متبركه حاج محمود (ع)

بقعه متبركه حاج محمود معروف به �حاجي بابا� در روستاي عنبران عليا واقع شده است. اين روستا در پانزده كيلومتري شمال شهرستان نمين، در شش كيلومتري عنبران سفلي قرار گرفته است.

اين شخص به روايت ريش شفيدان روستا، اهل عنبران و عابد و عارفي بوده كه مورد احترام مردم قرار گرفته است. بناي مقبره در فاصله 200 متري از مقبره بابا خرم و در بخش مرتفع تري از كوههاي غربي مشرف به روستا استقرار يافته است.

اين بنا داراي حياطي به ابعاد تقريبي 5�6 متر بوده كه يك ورودي شرقي دسترسي را به حياط ممكن مي سازد. از حياط نيز يك ورودي كوچك ارتباط با دهليز را برقرار مي كند. اين بخش به صورت مستطيلي در امتداد بدنه عرضي بنا قرار گرفته كه با يك ورودي ديگر به گنبدخانه متصل مي شود.

گنبد خانه كه قسمت اصلي بناير مقبره تلقي مي شود ، داراي پلاني بصورت هشت و نيم هشت مي باشد كه بصورت نيمه كاره باقي مانده است.

مقبره حاج محمود نيز مانند ديگر مقابر اين منطقه در حريم داخلي قبرستان واقع شده است.

زيارتگاه تربت حور

در سي و شش كيلومتري شهرستان اردبيل و در دامنه كوههاي باغرو، روستاي سرسبز حور- از توابع ويلكيج جنوبي شهرستان نمين – جاي گرفته است.

در ضلع شرقي روستا مكان مقدسي بنام �تربه� واقع شده كه به نقل از اهالي محل، يكي از نوادگان زينب خاتون از فرزندان امام موسي (ع) در اين محل دفن شده است.

ساختماني آجري به ابعاد 6�6 متر كل بنا را تشكيل مي دهد. بنا داراي دو پنجره ، يكي رو به شمال و ديگري رو به غرب مي باشد. درب بنا نيز در همين ضلع قرار گرفته است. مقبره آخرين بار در سال 1364 ه.ش توسط اهالي محل مرمت گرديده است.

صدر چومن مجنون صفت حيران و سرگردان اوست

آن نهال تازه و آن عرعر قد و سيمين بدن رونق خلد برين و زينت باغ و چمن

از شرار ناز عشق سوخت بند بند من ز ابتداي عشق با آن خسرو شيرين سخن

گوي دل غلطان ز دست محنت چوگان اوست

گـر جـهان خـواهي بـرو در حـوزه آن مـاه باش مــي بخور از جام عشقش مالك آنرا باش

همچو من مستي كن و در رنج و درد و آه باش ظن بي بر من مبر اي محتسب آگاه باش

مـسـتي و مـخموريم از نرگس فتان اوست

در فراق يار خونخوار اي پسر خونخوار باش در غــم و هــجر آن مــاه وش بـيمار باش

از جـــراحـتــهـاي دل در نــاله هاي زار بـاش زخم دل �طاهر� مبادا به شود هشير باش

كـاين جراحت يادگار نارك مژگان اوست

اين استاد بزرگوار در 28 مرداد 1348 ه.ش به كاروان ايديت پيوست و زيارتگاهي در ميناباد توسط همسرش براي وي ساخته شد.

زيارتگاه شيخ مير علم

بقعه مباركه امامزاده "شيخ مير علم" در روستاي ميناباد واقع در شمال شرق شهرستان نمين، بر فراز كوههاي غربي مشرف بر روستا در نزديكي مرز ايران و آذربايجان واقع شده است.

به روايت اهالي و ريش سفيدان محل شيخ مير علم فرزند سيد جمال الدين تبريزي و يكي از نوادگان شيخ نصرالله است كه زادگاهش در شوروي سابق مي باشد.

بناي مقبره مستطيل شكل بوده و قسمت داخلي آن از يك دالان و دو گنبد خانه هشت ضلعي تشكيل شده است. نماي بيروني اين بنا با سيمان سفيد پوشانده شده و درب فلزي ، زائر را به داخل دالان هدايت مي كند. اين دلان با طلاق آهنگ پوشانده شده و در ضلع مقابل و سمت چپ، ورودي گنبد خانه ها واقع شده است.

ساختار بنا از سنگ لاشه و آجر بوده و داخل گنبد خانه ها بصورت كاربندي اجراء شده است. آسمانه طاقها در نهايت به وسيله نهنبن تركين، بسته شده است كه بسيار زيبا و مردم وار مي نمايد.

زيارتگاه گرده (ع)

اين بقعه كه در روستاي گرده، جنوب غربي شهرستان نمين و در يك كيلومتري كارخانه سيمان اردبيل واقع شده، مربوط به بانوي مجهول الهويه اي است كه مدفنش توسط شخصي از اهالي روستا به نام شاه حسين كشف شده است. شرح ماوقع بدين صورت است كه شاه حسين در خواب بانويي را مي بيند كه مي گويد، من از اهالي بيت ائمه هستم و قبر من در فلان مكان واقع شده است. خواهش مي كنم قبر مرا به خاطر اينكه قبر نامحرمي در كنارم مي باشد، جابجا كنيد. وي اعتنايي به اين مسئله نمي كند و سه شبانه روز اين خواب تكرار مي شود و به او تأكيد مي كند كه اين كار را انجام دهد. تا اينكه شاه محسين روز سوم محل مورد نظر را حفاري كرده و قبر را پيدا مي كند. كه پس از آن، مكان مكشوفه تبديل به زيارتگاه شده و در سال 1360ه.ش توسط اهالي روستا ساختماني بر روي آن ساخته مي شود. اين مقبره، قداست بسيار بالايي را بين اهالي روستا بخصوص زنان دارد.

بناي زيارتگاه، مستطيل شكل و بصورت بنا شده و سقف آن تخت با تير چوبي مي باشد. بدنه اين بنا با سنگ و آجر ساخته شده كه با اندود سيماني پوشانده شده است.

زيارتگاه متبركه اجاق مرني

روستاي مرني در هيجده كيلومتري شرقي شهرستان اردبيل و پنج كيلومتري مركز دهستان آبي بيگلو نمين واقع شده است.

در ضلع غربي روستا و داخل قبرستان، ساختماني به ابعاد 4�4 متر قرار دارد كه به گفته اهالي روستا در

زمان قديم ، طوقي از اين مكان بيرون آمده كه به همين دليل اين مكان را مقدس داشته و ساختماني براي آن بنا نموده اند. آخرين تغييرات در سال 1382 ه.ش در اين بنا صورت گرفته است.

زيارتگاه صوفي نور علي (ع)

مقبره �صوفي نور علي� در روستاي جيد- واقع در هفت كيلومتري شمالي شهرستان نمين از شهرهاي استان اردبيل- واقع گرديده و به امامزاده �صوفي ميرعلي� نيز معروف مي باشد.

ايشان از طايفه كاكي بوده- اين طايفه در حال حاضر نيز ساكن روستاي جيد مي باشند- كه با ذكر و عبادتش شهره روستا و محبوب مردم بوده است. بعد از فوت وي فردي به نام �اسلام� مقبره اي خشتي با اندود كاهگل بر روي قبر ايشان ساخته است كه در سال 1379 ه.ش به دليل نامناسب بودن وضعيت ساختاري تخريب شده و ساختمان فعلي بنا گرديده است.

اين مقبره پس از گذر از بخش شيعه نشين، در ارتفات غربي و در بخش سني نشين روستا واقع شده و قابل مشاهده مي باشد.

ساختمان فعلي زيارتگاه از وضعيت متوسطي برخوردار بوده و نماي ان سيماني است. در پيش ورودي بنا، صفه سنگي ساخته شده كه در دو طرف داراي دست اندازهاي سنگي مي باشد. سه پله از صفه، زائر را به ايوان (بخش نيمه باز) هدايت مي كند. جهت گيري ايوان به سمت قبله مي باشد كه با پنجره هاي جناحين نورگيري را تأمين و با يك درب ورودي زاير را به داخل مقبره هدايت مي كند. در دو طرف ايوان دو پايه با مقطع دايره به ساختمان بنا الحاق گشته كه نقش منار را در ساختمان ايفاء مي كند.

زيارتگاه شيخ محمد سعيد نقشبندي

بقعه متبركه "شيخ محمد سعيد نقشبندي" در پانزده كيلومتري شهرستان نمين و شش كيلومتري شهر عنبران در ارتفاعات شرقي مشرف به عنبران عليا قرار گرفته است. اين كوه به پيرگسگر معروف بوده و مقبره شيخ سعيد، در چند قدمي جنوبي قبر پير گسگر واقع شده است.

داخل قبه شيخ محمد سعيد نقشبندي سنگ مرمري به ابعاد 4/0�7/0�2 متر به چشم مي خورد كه اشعار زير بر روي ان نگاشته شده است:

االا ايها السارون في ظلم الدجي تعالو و زور و البدر في القبرها و يا

عــفـت آيــه لـلــه مـنـت عـفـاتها فـامـست سـوي الاسـلام سـود اخرافيا

رساتحت هذا القرب قطب زمانكم فـــاصـبــح ركـــن اللـهـدي مـنداعــيا

هــو الـنـقـشــندي الكبير الذي غذا عــلـي فـقـد و جـفـن الـطـريـقـه بـاكيا

سقي قبره ماناحت الورق شجرها مــن الله سـحـب لايـزلـــن هـــو اعـيا

شيخ محمد سعيد در سال 1288ه.ش متولد شده و در تاريخ 1308 ه.ش در روستاي سياه كوه واقع در خاك روسيه در خدمت استاد محمد افندي به تحصيل علم مي پردازد. در سال 1311ه.ش عازم استانبول شده و در 29 سالگي بعد از اقامت چهار ساله مدرك تحصيلي اش را از دست استاد الحاج حافظ عثماني حلمي بن حاج حافظ محمد علي وضفي اخذ كرده و عازم حرمين شريفين مي شود و دو سال در مكه مكرمه و مدينه منوره اقامت مي نمايد. بعد از گذر اين دو سال در محضر اساتيد وحي و قرآن، با سرمايه اي انبوه از علم و كمال و معنويت عازم قاهره مي گردد و در آنجا با "حاج عبدالله سكوتي اسالم" ديدار مي نمايد و در دانشگاه الزهراي مصر پيشرفت هاي لازم را بدست مي آورد.

بعد از مدتي پدرش وي را طي نامه اي احضار مي كند كه باعث مي شود شيخ در سال 1317ه.ش به تركيه بازگشت و از طريق تفليس و باكو وارد آستاراي كنوني شود. پس از بازگشت به وطن به دستور پدر ازدواج كرده و بعد از فوت پدر در سال 1320ه.ق تصميم به جهانگردي گرفته و به سفرنامه نويسي مي پردازد مسافرتش از تركمنستان، بخارا، سمرقند، خوفند و كاشمر آغاز شده كه برادر كوچكش "شيخ مظفر" نيز همراه ايشان بوده است. وي پس از يك سال به وطن برگشته و مجدداً در سال 13336ه.ق به روسيه مسافرت مي كند در اين سفر به تقاضاي تقي اف – يكي از علماي شيعه باكو- سيد محمد كريم، تفسيري از قرآن مجيد به زبان اذري بنام �كشف الحقايق� مي نويسد كه آن را به نام شيخ محمد سعيد در آورده و به ايشان اهدا مي نمايد. اين تفسير در سه جلد، در كتابخانه ايشان موجود است.

وي در سال 1340ه.ق به كردستان سفر مي كند و اين بار با برادرش شيخ عبدالصمد تا كركوك، بغداد و اطراف آن ادامه مي دهد. پس از بازگشت بقيه عمر خود را در عنبران، تالش و خلخال مي گذراند و در سال 1369ه.ق در 81 سالگي زندگي را بدرود گفته و در كنار قبر پدرش بزرگوارش به خاك سپرده مي شود.

بقعه متبركه بابا خرم (ع)

بقعه مباركه "بابا خرم" در روستاي عنبران عليا، در شانزده كيلومتري شمالي شهر نمين، بر فراز تپه غربي مشرف به روستا- روستا در حريم رودخانه واقع در دره شكل گرفته – قرار گرفته است.

اين مقبره در سال 1372ه.ش توسط مردم بازسازي شده و در سال 1379ه.ش ضريح در داخل آن نصب گرديده است. فرزندان ايشان سيد عدنان، سيدهادي و ميرعلي بوده اند.

محوطه بقعه امامزاده كه يكي از قبرستان هاي روستا مي باشد، از سمت شرق حصاركشي شده و با يك درب ورودي كوچك دسترسي لازم ايجاد گرديده است. زيارتگاه بابا خرم در فاصله 200 متري از زيارتگاه حاجي بابا واقع شده است.

ورودي اصلي بنا رو به قبله بوده و پيشخواني كه توسط قوس نيم دايره اجراء شده، دهانه ايواني به عمق

5/2 متري را تشكيل مي دهد. ايوان زائر را به گنبدخانه هدايت مي كند. فضاي داخلي گنبدخانه داراي كاشيكاري با كاشي هفت رنگ از طرحهاي شجره زندگي و نقوش اسليمي خطايي است كه با آيات و متون اسلامي مزين شده است.

عُلَم مقدس مسجد جامع سولا

روستاي سولا در سي كيلومتري شمال شرقي شهرستان اردبيل و پنج كيلومتري جنوب شهرستان نمين واقع شده است.

بنابه روايت اهالي شهرت عُلَم مسجد جامع سولا به "عُلَم جوش" مي باشد كه در روز عاشورا در دست افراد خاص به جوش مي آيد و هر كس نذري بر اين علم داشته باشد بدون اينكه خودش بخواهد علم به نشانه قبولي حاجت بر شانه اش مي نشيند.

در بعضي از روستاهاي نزديك سولا نيز مانند جگر كندي، كلّو و نوجده، عُلَمي با اين اعتقادات مردمي وجود دارد كه از لحاظ شكلي، عُلَم سولا و جگر كندي مشابه هم بوده و عُلَم روستاي كلّوبه شكل دست مي باشد. اين عُلَم به نشانه روز واقعه عاشورا توسط اهالي منطقه از كربلا به اين محل انتقال داده شده است.

بقعه متبركه سيد محمود امينجان (ع)

زيارتگاه مباركه سيد محمود امينجان معروف به "سلطان رسول پير شيخ سيد محمود" در نه كيلومتري شمال شهرستان نمين در گورستان نمين واقع در تپه شرقي مشرف به روستاي "ساري توربه" – محلي سرسبز كه انبوه درختان آن را احاطه كرده اند- مستقر شده است. در نزديكي مقبره درختي قديمي قرار گرفته است كه صاحبان حاجت براي نذر و نياز پارچه به آن مي بندند.

سلطان رسول پيرشيخ سيد محمود، هم عصر "سيد خرم" بوده و از لحاظ تاريخي به دوره صفوي (شيخ صفي الدين اردبيلي) بر مي گردد.

مقبره داراي بنايي كوچك و زيبا مي باشد كه بامصالح بومي در مقياسي مردم وار و محقرانه اجرا شده است. آستانه بنا با گنبد عرقچين پوشش داده شده و در كنار اين گنبد خانه اتاقكي با در كوتاه (ارتفاع يك متر) وجود دارد كه احتمالاً براي ذكر و سماء دراويش آن زمان و يا اقامت زائران استفاده مي شده است. فضاي داخلي اين مقبره به صورت هشت ضلعي منتظم است كه ورودي آن از سمت قبله مي باشد. به نقل از درويش مراقب مقبره، هر ضلع از بدنه را به يكي از پيامبران نسبت مي دهند كه ورودي آن به رسول اكرم (ص) ختم مي شود.

اكثر زائران اين مقبره به نقل يكي از دراويش مريد سيد محمود ، اكثر و دائماً از عنبران و مابقي از تهران، گيلان، نمين، جيد و كولش مي باشد و در ماه رمضان نيز از اردبيل جهت نذري به امام زاده تقرب مي جويند.

شايان ذكر است كه گويش مردم در اين منطقه ، زبان تالشي مي باشد.

بقعه متبركه پيربدرالدين (ع)

بقعه پيربدرالدين در شهر نمين و در خيابان اصلي شهر، مقابل ساختمان فرمانداري قرار گرفته است. پيربدرالدين از مريدان پير قطب الدين ميانجي- از فرزندان ابن عباس عم پيامبر (ص) – مي باشد . تاريخ زندگي وي به سال 650 ه.ق بر مي گردد.

وي كه در زنجان مسكن داشته، با شيخ شاه دينوري براي تبليغ دين به آستارا آمده و در اين زمان مردان زيادي به خدمت ايشان رسيده و كسب فضيلت نموده اند.

از قرائن چنين معلوم مي شود پير بدرالدين نميني از معروفترين اشخاص زمان خود بوده و مقبره ايشان در نمين به شيخ بدرالدين معروف مي باشد. بعضي از اهالي نمين ، پير بدرالدين را از اولاد شيخ صفي الدين اردبيلي مي دانند.

نماي مقبره پير، آجري ساده با ازاره سنگي دور تا دور آن و بدون تزئين و قاب بندي مي باشد. در قسمت پيشاني بنا تير چوبي به عنوان كلاف استفاده شده كه در نماي بيروني عيان است.

ورودي اين مقبره در ضلعي كه رو به قبله دارد، به اطاق كوچكي باز مي شود. براي وارد شدن به گنبد خانه بايد از درب ديگري در اين اتاق گذر كرد. در اتاق اول سنگي مرمر بسيار زيبايي با تزئينات و نوشته هاي برجسته وجود دارد كه مربوط به صاحب مقبره مي باشد. از تزئينات داخلي مقبره نيز بر روي گنبد و طاق نماهاي داخل نشانه هاي اندكي به چشم مي خورد كه بيانگر شكوه اين مقبره در دوره هاي قبل است.

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 12:27 توسط محمود محمد هدایتی | نظرات
این موسسه با شماره 341 به ثبت رسیده است و در زمینه تاریخ اردبیل در دوران های مختلف تاریخی فعالیت می کند و مجموعه آثار مکتوب خود را در قالب دفتر با عناوین مختلف جمع آوری و به چاپ می رساند .موسسه ضمن ارائه آثار خود در این وبلاگ جهت دریافت هرگونه کمک های فکری و پژوهشی و عکس و مطالب تاریخی آماده و پذیرای نظرات ارزشمند شما بازدیدکنندگان عزیز بوده همچنین این موسسه آماده هر گونه همکاری در زمینه ارائه خدمات برای پژوهش های تاریخی از جمله اسناد و منابع و عکس های تاریخی و... می باشد. شماره تماس 09149534846 ardabil341@gmail.com

نقش مطالعه در رشدوتوسعه کشورها:

اندکی توجه
همین وبس

روس‌ها از زمان صفویه به صورت عام واز عصر قاجار بصورت خاص و بالاخص در دوران کنونی در صحنه های اقتصادی وفرهنگی وسیاست خارجی کشورمان مدخلیت تام داشته و دارند در خصوص جنگهای ایران وروس یا جلسات سلطانیه ویا نبرد در اچمیازین، گرجستان و دربند، شروان، باکو، ارمنستان، گریبایدوف و... بسی مطالب ومضامین دیده ایم ویا خوانده ایم اما توجه نکرده ایم که در شوشی روسیه، وقتی آقا محمدخان قاجار با کاترین امپراتوریست روسیه می‌جنگید در آن کشور آموزش عمومی رایگان بر قرار بود ولی ما چندین سال بعدهم حتی در مشروطیت، رقم نیم در صد با سوادی را هم در ایران وحتی در طهران نداشته ایم وجود این توجه وبرنامه باعث شد که روسیه از یک شهر کوچک در حوزه جغرافیا، در مدت کوتاهی با وجود پطر کبیر و وراث سلطنتی بعدیش به یک کشور بزرگی که در برگیرنده 15 جمهوری تاریخی شود تبدیل شود
در همان دوران کافی است که بدانیم که از ناتوانی و نادانی وحتی خیانت پادشاهان قاجار وبعضی از علمای روحانی که حتی مصادر فتاوی جهادی بودندو در طی 3 قرارداد گلستان، ترکمانچای واخالی کاری را صورت دادند که با دستان خودشان نقشه شیر نشان ایران را تبدیل به نقشه گربه نشان کردند کسی نمی تواند بپذیرد یا باور کند حدت وشدت این حرمان وحسرت وخفت را تا الان هم کسی باور نمی کند که با خودشان ومیهن شان چه کرده اند حتی حرف قائم مقام فراهانی را که در قرارداد خفت بار نوشته بود که به مردی ویا نامردی نباید بگزاریم که این قرارداد، قرار داد شود به منصه عمل نرسانده اند
ولاکن از آن طرف، همانطوری که تجاوزات روسیه چه از ایران یا عثمانی و ژاپن استمرار می یافت بارقه فرهنگی وتوسعه علمی در روسیه بزرگ، چشمها را خیره می کرد روسیه همانند اروپا در فصای فرهنگی وعلمی جولان می داد دانشگاه‌های کشور فعال وبروز بودند ونوینسندگان محققان بزرگی یکی پس از دیگری ورود می کردند که جاذبه وجودی آنها در سطح جهانی رویت می شد
روایتی از نوع تلالو
از جمله آنها نویسندگانی چون تورگینف، نیکلای گوگول، بولگاکف، تولستوی، داستایوفسکی، ماکسیم گورکی، پوشکین، چنگیز آیتماتوف، وبالاخره آنتوان چخوف و غیره
در آن فضا استفاده از نقد، تحلیل و فرا تحلیل، امری عادی تلقی می شد
کما اینکه چخوف که پیشینه پزشکی داشت واستاد داستانهای کوتاه و نمایشنامه نویسی بود وقتی از ایشان در خصوص ماهیت جوامع شکست خورده سوال شد اینگونه پاسخ داد:
چه پاسخ جامعه شناسانه
می گوید
در جوامع شکست خورده، به ازای هر فرد عاقل، هزار احمق وجود دارد، و به ازای هر کلمه آگاهانه، هزار کلمه احمقانه.
اکثریت همیشه احمق باقی می‌مانند و دائماً خردمندان را شکست می‌دهند.
اگر می‌بینید:
موضوعات بی‌اهمیت بر بحث‌ها غالب هستند،
و افراد سبکسر در مرکز صحنه قرار دارند...
پس شما درباره یک جامعه بسیار شکست خورده صحبت می‌کنید. به آهنگ‌های بی‌معنی نگاه کنید
میلیون‌ها نفر آنها را می‌خوانند، با آنها می‌رقصند، و خوانندگان آنها به ستاره‌های درخشانی تبدیل می‌شوند که نظراتشان در امور زندگی در نظر گرفته می‌شود
در مورد دانشمندان، نویسندگان و متفکران؟
هیچ کس آنها را نمی‌شناسد،
و هیچ کس به آنها ارزش یا وزنی نمی‌دهد.
مردم کسانی را دوست دارند که آنها را بی‌هوش می‌کنند، نه کسانی را که آنها را بیدار می‌کنند.
آنها کسانی را دوست دارند که با چیزهای بی‌اهمیت آنها را می‌خندانند، بیشتر از کسانی که با حقیقت به آنها آسیب می‌رسانند.
خطر جهل در اینجاست:
دموکراسی برای جوامع جاهل مناسب نیست،
زیرا اکثریت جاهل سرنوشت شما را تعیین خواهند کرد این اظهار نظرکسی هست وقتی که فوت شد 44 ساله بود و2 سالی مانده بود که در ایران انقلاب بیداری ایرانیان یعنی مشروطیت شکل بگیرد
چقدر واقع بین بودند
به هرحال
یک دانشجوی افغانی ميگفت:
زمان تحصيلم در سوئيس با يكی از اساتيد دانشگاهمون رفتيم كافه نزديك دانشگاه تا قهوه بخوريم.
حرف از حكومت و اوضاع بد افغانستان شد كه استادم حرف جالبی زد كه همواره توی ذهنم نقش بست.
استادم گفت: فكر نكن برای كشورها قرعه كشی كرده اند و مردم سوئيس به خاطر شانس خوب اين حكومت گيرشون اومده و مردم افغانستان بد شانس بودن و به اين روز افتادند، بلكه هر ملتی حكومتی كه سزاورش هست رو ميسازه و اتفاقا مردم سوئيس حقشون داشتن حكومتی اينچنين هست و افغان ها هم لياقتشون بيشتر از اينی كه دارند، نيست.
دوستم ميگفت: كمی احساس تحقير كردم، به همين خاطر پرسيدم: افغان ها چه كاری بايد انجام دهند تا تغيير كنند؟
استاد فنجون قهوه رو از كنار دهانش پائين آورد و لبخندی زد و گفت:
هر سوئيسی در سال 10 كتاب ميخواند، تو اگر يك افغانی را ديدی از طرف من بهش بگو چنانچه مردم كشورت سالی يك كتاب بخوانند كشورت تغيير خواهد كرد.
این راه حل به کشورهای مشابه نیز قابل تعمیم است
نیست؟
نظر شما چیه؟
کامیاب باشید
و
مفرح

آب درقفس:

مقاله ای درمورد عدم برگشت آب به چرخه طبیعت وعدم تبخیر آن ودرنتیجه کمبود بارش های جوی ونهایتا خشکسالی وبحران آب .
عنوان: آب در قفس: بررسی خروج آب از چرخه طبیعی و پیامدهای آن بر کاهش بارش و خشکسالی
مقدمه: حیاتی‌ترین عنصر در معرض تهدید
چرخه هیدرولوژی (چرخه آب) قلب تپنده حیات بر روی کره زمین است؛ فرآیندی مداوم که در آن آب از اقیانوس‌ها تبخیر شده، به صورت ابر درآمده، و به شکل بارش به سطح زمین باز می‌گردد. این چرخه برای حفظ تعادل اکوسیستم‌ها، تأمین آب شیرین و تنظیم اقلیم ضروری است. با این حال، فعالیت‌های گسترده انسانی در دهه‌های اخیر، این چرخه حیاتی را به شدت دستکاری کرده و منجر به خروج مقادیر عظیمی از آب از مسیر طبیعی تبخیر و بازگشت جوی شده است که نتیجه مستقیم آن، تشدید پدیده کمبود بارش و خشکسالی‌های فراگیر است. این مقاله به تحلیل دقیق این مکانیسم‌های خروج آب و پیامدهای زیست‌محیطی آن‌ها می‌پردازد.

۱. نقش صنایع: مصرف از منبع، ممانعت از بازگشت
صنایع بزرگ (مانند نیروگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و کارخانجات تولیدی) و صنایع کوچک، هر دو نیازمند مقادیر عظیمی آب برای خنک‌سازی، فرآوری و تولید هستند. این آب پس از مصرف، به دو شکل عمده از چرخه خارج می‌شود:

تبدیل به پساب آلوده: آبی که وارد فرآیند صنعتی شده، اغلب با مواد شیمیایی آلوده شده و در صورت عدم تصفیه صحیح، به جای بازگشت به سفره‌های زیرزمینی یا تبخیر سالم، به محیط زیست آسیب زده و فرآیند تبخیر طبیعی را مختل می‌کند. این آلودگی می‌تواند با تغییر خواص سطحی آب، نرخ تبخیر مؤثر را کاهش دهد.
استفاده در محصول نهایی: بخشی از آب به صورت دائمی در محصولات تولیدی (مانند بتن، فولاد یا مواد شیمیایی) تثبیت شده و دیگر به فاز گازی بازنمی‌گردد. این بخش از آب، از مدار فعال تبخیر-بارش خارج شده و به معنای حذف دائمی مولکول‌های آب از چرخه اتمسفری محلی تلقی می‌شود.
۲. کشاورزی مدرن: بحران برداشت بی‌رویه برای محصولات آب‌بر
بخش کشاورزی بزرگترین مصرف‌کننده آب شیرین در جهان است. تمرکز بر کشت محصولاتی که نیاز آبی بالایی دارند (مانند صیفی‌جات، برنج یا یونجه) در مناطقی که ظرفیت آبی محدودی دارند، برداشت آب زیرزمینی و سطحی را به سطحی غیرقابل بازگشت رسانده است.

این آبِ استخراج‌شده، اگرچه در نهایت تبخیر می‌شود، اما نه به صورت طبیعی از سطح زمین یا گیاه (از طریق تعرق کنترل‌شده و منطبق بر شرایط اقلیمی)، بلکه از طریق کانال‌های آبیاری یا در فرآیند تعرق کنترل‌نشده، که این امر تعادل منطقه‌ای تبخیر و تعرق را بر هم می‌زند و اغلب منجر به انتقال رطوبت به خارج از حوضه آبریز محلی می‌شود.

به عنوان مثال، برداشت آب از سفره‌های عمیق (آب‌های فسیلی) برای آبیاری، در واقع برداشت از ذخایری است که میلیون‌ها سال طول کشیده تا تشکیل شوند و نرخ تغذیه مجدد آن‌ها تقریباً صفر است. این برداشت، معادل برداشت از یک ذخیره ثابت است که توانایی بازگشت به چرخه جوی در کوتاه‌مدت را ندارد.

۳. مصرف خانگی و ساختارهای ذخیره‌سازی ایستا
مصرف روزانه خانوارها سهم قابل توجهی دارد، اما نکته کلیدی در این بخش، مدیریت نشت و ذخیره‌سازی است:

هدررفت شبکه‌ای: در بسیاری از مناطق، شبکه‌های توزیع آب شهری و بین شهری قدیمی، دچار فرسودگی هستند و نشتی‌های گسترده‌ای دارند. این آبِ نشت کرده، اگرچه در خاک فرو می‌رود، اما به دلیل نفوذپذیری کم خاک در مناطق شهری (به دلیل آسفالت و زیرساخت‌ها) یا انباشت در لوله‌های زیرزمینی، مدت زمان زیادی طول می‌کشد تا به آب‌های زیرزمینی دسترسی پیدا کند و از مسیر تبخیر طبیعی دور می‌ماند. همچنین، بخشی از آن در مناطق غیرقابل نفوذ محبوس می‌شود.

ذخیره‌سازی‌های ایستا (تانکرها و استخرها): انباشت آب در تانکرهای بزرگ ذخیره‌سازی آب کشاورزی و استخرهای آب کشاورزی، به جای استفاده فوری، آب را از مدار تبخیر سریع خارج می‌کند. آب در مخازن عمیق یا نیمه‌مدفون، نرخ تبخیر کمتری نسبت به تبخیر طبیعی از سطح خاک یا بر روی گیاهان (که فرایندی فعال‌تر است) دارد و به این ترتیب، آب به‌طور موقت (یا گاهی دائمی) از چرخه فعال جوی حذف می‌شود. تبخیر از سطح مخازن روباز نیز اغلب با آلودگی همراه است که کارایی آن را در بازگشت به جو کاهش می‌دهد.

۴. مکانیسم اصلی: اختلال در معادله تبخیر و بارش
چرخه آب نیازمند یک �زمان‌بندی� و �مکان� مشخص برای تبخیر است. این فرآیند با یک معادله ساده اما حیاتی توصیف می‌شود:

[ \text{بارش} = \text{تبخیر و تعرق} \text{تغییرات ذخیره (سطحی و زیرزمینی)} ]

وقتی منابع آب زیرزمینی یا رودخانه‌ها به سرعت توسط انسان تخلیه می‌شوند (یعنی بخش برداشت آب برای مصارف غیرتبخیری افزایش می‌یابد)، این ذخایر دیگر فرصت پیدا نمی‌کنند تا به صورت طبیعی از طریق تبخیر و تعرق مجدداً وارد اتمسفر شوند و ابر تشکیل دهند.

به عبارت دیگر، ما آب را در پایین‌دست، قبل از اینکه فرصت پرواز مجدد پیدا کند، برداشت می‌کنیم و آن را در جایی ذخیره می‌کنیم که تبخیر آن آهسته، ناکارآمد یا نامطلوب است (مانند استخرهای ذخیره که تبخیرشان به دلیل آلودگی یا عدم دسترسی مستقیم به خورشید، کم است). این انباشت و خروج، مستقیماً باعث کمبود رطوبت در جو منطقه و در نهایت کاهش بارش‌های منطقه‌ای می‌شود. خروج آب از چرخه طبیعی، اساساً نرخ تبخیر (E) را نسبت به ظرفیت منطقه برای تولید بارش (P) کاهش می‌دهد، که منجر به عدم تعادل هیدرولوژیکی و تشدید خشکسالی می‌شود.

نتیجه‌گیری: ضرورت بازگشت آب به چرخه فعال
خروج آب از چرخه طبیعت، به دلیل فعالیت‌های صنعتی، کشاورزی غیربهینه و هدررفت زیرساختی، یک زنگ خطر جدی برای آینده منابع آبی است. این پدیده، در واقع سرقت آب از آینده برای تأمین نیازهای لحظه‌ای است و پیامد آن، کاهش منابع جوی و تشدید خشکسالی است.

برای مقابله با کمبود بارش، راهکارهای زیر باید در اولویت قرار گیرند:

صنعت: اجرای کامل سیستم‌های بازچرخانی آب و تصفیه پیشرفته پساب‌ها برای اطمینان از اینکه آب مصرفی به گونه‌ای مدیریت شود که سریع‌ترین مسیر بازگشت به چرخه را طی کند.
کشاورزی: ترویج کشت‌های کم‌آب‌بر متناسب با اقلیم منطقه و جایگزینی روش‌های آبیاری سنتی با سیستم‌های قطره‌ای هوشمند، به منظور به حداقل رساندن تبخیر از سطح کانال‌ها و خاک.
زیرساخت: سرمایه‌گذاری فوری برای ترمیم شبکه‌های فرسوده شهری و مدیریت هدفمند ذخایر آب، با اولویت دادن به منابعی که سریع‌تر می‌توانند به فاز تبخیر بازگردند (مانند مدیریت آب‌های سطحی به‌جای اتکای صرف به آب‌های عمیق فسیلی).
بازگرداندن آب به مسیر طبیعی چرخه، نه تنها یک ضرورت زیست‌محیطی، بلکه یک الزام برای بقای جوامع وابسته به منابع آبی است. حفظ چرخه آب به معنای حفظ تعادل اقلیمی و تضمین بارش‌های آینده است. مقاله پیشنهادی ازطرف دانشمندجهانگیری به هوش مصنوعی

غنا واصالت وقدمت وتوانائیها وقابلیت های زبان کردی:

با غنا و اصالت و قدمت و توانائیها و قابلیتهای یکی از کهنترین و بزرگترین و پرواژه ترین زبانهای دنیا آشنا شوید !

بخش اول :

شاید بدون اغراق و بر طبق شواهد و قراین و مدارک موجود بتوان ادعا کرد که زبان کوردی یکی از کهنترین و شاید کهن ترین و بزرگترین و پر واژەترین و پرگویش ترین زبان زندەی دنیا و بشریت باشد

زبان کوردی کە هم اکنون زبان بیش از 70 میلیون نفر انسان کورد زبان و کوردتبار در دنیا است
که در کشورهایی چون ایران ، عراق ، ترکیە ، سوریە ارمنستان ، آذربایجان ،لبنان ، اسرائیل، عمان ، قزاقستان ، روسیه ، افغانستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، اروپا ، امریکا ، کانادا و استرالیا و سایر نقاط جهان ساکن هستند
این زبان به عنوان پر واژه ترین زبان جهان با بیش از 1 میلیون واژەی ثبت شده و نیز پرگویش ترین زبان جهان شناخته میشود که دارای حدود 420 گویش مختلف است
این زبان کهن به چندین دستە تقسیم میشود و هر دستە به چندین شاخە و هر شاخە به چندین گویش مختلف تقسیم میشود

از دستەهای اصلی زبان کوردی میتوان به :
کوردمانجی ، زازایی ، ایزدی ، بادینی سورانی ، گورانی یا هورامی ، و کوردی جنوبی اشارە کرد
و در این میان گویش کوردمانجی با حدود 40 میلیون گویشور پرگویشورترین گویش کهن زبان کوردی است .
در بحث غنای زبان کوردی بد نیست بدانید بە طور مثال دستەی کوردی جنوبی خود بە چندین شاخە مانند : گویشهای
کلهری ، زنگنەایی ، کلیایی ، گروسی (بیجاری ) ، بدرەایی ، لکی ، شیروانی ، کوردەلی، ئیلامی ، کرماشانی ، لری (لوری) بالاگریوەایی ، خانقینی ، ملکشایی ، صحنەایی وکنگاوری ، کلهری و گروسی در کلاردشت و پول و چهارقلعە و نوشهر و چالوس مازندران ، چواردولی در محمود آبادشاهین دژ آذربایجان غربی ، بدرەایی در چاف و چمخالە در لنگرود گیلان و .... تکلم میشود

جالب است بدانید کە ملت کورد و زبان کوردی با وجود نداشتن هیچ کشور و دولت مستقلی وبدون پشتیبانی هیچ دولتی و کشوری کە در آن زندگی میکنند و هیچ بودجه و نهادی برای ثبت آثار و ادبیات و اشعار و واژگان خود تاکنون موفق به ثبت بیش از 1 میلیون واژە در فرهنگ لغات مختلف شدەاند ( در صورتیکه زبانهای دیگر دنیا با وجود قرنها پشتیبانی حاکمان و تحمیلی یا بە قول خودشان رسمی بودن آنها در مکاتب و مدارس و تخصیص مبالغی معادل هزاران هزار پول وبودجه و داشتن ادارات و نهادها و سازمان و فرهگستان ، در کرەی زمین و دنیا هنوز 200 هزار واژە هم در هیچ زبان دیگری در دنیا بە ثبت نرسیده است !)

به طور نمونه به چند فرهنگ لغت کوردی که در آنها بیش از 1 میلیون واژە بە ثبت رسیده اشاره میکنیم :

1 : فرهنگ لغت بزرگ کوردیکا
اثراستاد دانشمند گرانمایه استاد ئاکو جلیلیان یا عباس جلیلیان که بیش از 360 هزار واژەی کوردی در آن به ثبت رسیده است ( کە بزرگترین فرهنگ لغت جهان نیز میباشد)

2 : فرهنگ لغت هەنبانە بورینە
اثر : ماموستا هەژار یا عبدالرحمان شرفکندی
بیش از 120 هزار واژەی کوردی در آن بە ثبت رسیده
( ماموستا هژار اولین کسی در جهان بود کە توانست کتاب قانون بوعلی سینا را در طب ترجمه کند هرچند کتاب قانون به زبان عربی نوشته شده بود ولی چون بیشتر واژگان ناشناختە در کتاب قانون واژگان قدیمی زبان کوردی بودند وماموستا هژار بدین طریق توانست این کتاب را ترجمه کند )

3 : فرهنگ لغت علوی ؛
اثر سید فاخر علوی
با بیش از 100 هزار واژەی کوردی

4 : فرهنگ لغت کوردی کاوە ؛
با بیش از 60 هزار واژەی کوردی

5 : فرهنگ لغت مردوخ ؛
اثر ماجد مردوخ

6 : فرهنگ لغت زانییاریا کوردی ؛
اثر حسین فلاح پور و علی علیزاده ( گویش کوردمانجی بادینی )

7 : فرهنگ لغت کوردی کوردمانجی
( کوردی بە ترکی ؛ تورکی)
اثر : زانا فرقینی
که در کوردستان تحت اشغال ترکیه به چاپ رسیده با بیش از 224 هزار واژەی کوردی کوردمانجی

8 : فرهنگ لغت بورەکەیی
( دایرەالمعارف کردی) کوردی بە فارسی ؛ اثر : صدیق صفی زاده بورکەایی
در دو جلد

9 :فرهنگ لغت کوردی بە عربی و کوردی بە کوردی بورەکەیی؛
اثر صدیق صفی زاده بورکەیی

10 : فرهنگ لغت کوردستانیکا ؛
اثر علی جوشنی بوکانی با بیش از 100 هزار واژە و لغت در دو جلد و سه هزار و 600 صفحه

11 : فرهنگ لغات منصوریان
اثر : حبیب الله منصوریان
که شامل واژه های کوردی ایلامی_ میباشد ؛ چاپ 1369

12 : فرهنگ لغت گۆڤەند و زنار ؛
کوردی سورانی بە فارسی ؛ در دو جلد

13 : فرهنگ لغت بزرگ کوردی بە فارسی
فەرهەنگا گولی ؛
اثر مسعود خالد گولی

14 : فرهنگ احمدی
اثر شیخ معروف نودهی
که در قالب 367 بیت شعر بە صورت واژه عربی و معادل آنها را به زبان کوردی در سال 1795 میلادی نوشتە است

15 : فرهنگ لغت کوردی هەرمان
در دو جلد

16 : فرهنگ لغت بزرگ خال ؛
اثر شیخ محمد خال

کانال دەنگ و دیمەن زاگروس

ندای روشنفکران کورد

@radioro_kurdestan

۵۰جمله کلیدی ازکتاب(جامعه بازودشمنان آن) ازکارل پوپر:

✍️ ۵۰ جمله کلیدی از کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» کارل پوپر:

قابل تامل و نقد و بررسی
۱- جامعهٔ باز جامعه‌ای است که در آن هیچ اندیشه‌ای مقدس و مصون از نقد نیست

۲- دشمن اصلی آزادی، این باور است که تاریخ قانون قطعی و اجتناب‌ناپذیر دارد

۳- تاریخ‌باوری می‌کوشد آیندهٔ بشر را همچون سرنوشت محتوم تفسیر کند

۴- هرگاه کسی مدعی دانستن «معنای نهایی تاریخ» شود، راه استبداد هموار می‌شود

۵- افلاطون نخستین نظریه‌پرداز بزرگ جامعهٔ بسته است

۶- آرمان‌شهر افلاطونی به قیمت حذف آزادی فردی ساخته می‌شود

۷- فدا کردن انسان‌های واقعی به نام انسانِ ایده‌آل، خطرناک‌ترین خطای سیاسی است

۸- عدالت اگر با آزادی همراه نباشد، به ابزار سرکوب بدل می‌شود

۹- جامعهٔ بسته از تغییر می‌ترسد و آن را انحراف می‌نامد

۱۰- جامعهٔ باز تغییر را می‌پذیرد و از آن می‌آموزد

۱۱- دشمنان جامعهٔ باز معمولاً نیت خیر دارند اما پیامدهای فاجعه‌بار می‌آفرینند

۱۲- هیچ‌کس مالک حقیقت نهایی نیست

۱۳- خطاپذیری انسان، بنیان عقلانیت سیاسی است

۱۴- سیاست عقلانی یعنی کاستن از رنج، نه تحقق بهشت زمینی

۱۵- وعدهٔ نجات نهایی، اغلب پوششی برای خشونت است

۱۶- هگل تاریخ را تقدیس کرد و دولت را تجسم عقل دانست

۱۷- تقدیس دولت، آزادی فرد را قربانی می‌کند

۱۸- مارکس تاریخ را علمی پنداشت اما آن را به جبر اقتصادی فروکاست

۱۹- پیش‌بینی قطعی مسیر تاریخ ناممکن است

۲۰- آیندهٔ اجتماعی حاصل کنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر انسان‌هاست

۲۱- اصلاح تدریجی بر انقلاب تمام‌عیار برتری دارد

۲۲- مهندسی اجتماعی کلان، خطرناک و غیرانسانی است

۲۳- مهندسی اجتماعی خُرد به‌جای وعده‌های بزرگ، بر حل مسائل واقعی تمرکز دارد

۲۴- خشونت سیاسی معمولاً با زبان اخلاق توجیه می‌شود

۲۵- آزادی بدون مسئولیت به هرج‌ومرج می‌انجامد

۲۶- مسئولیت بدون آزادی به اطاعت کور تبدیل می‌شود

۲۷- نقد آزاد، قلب تپندهٔ جامعهٔ باز است

۲۸- سانسور نشانهٔ ترس از حقیقت است

۲۹- هیچ نظریه‌ای فراتر از آزمون و خطا نیست

۳۰- قدرت اگر مهار نشود، میل به خودکامگی دارد

۳۱- دموکراسی نه به‌خاطر حکومت اکثریت، بلکه به‌خاطر امکان عزل حاکمان مهم است

۳۲- سؤال اصلی سیاست این نیست که چه کسی حکومت کند، بلکه چگونه کنترل شود

۳۳- رهبران خطاناپذیر، خطرناک‌ترین رهبران‌اند

۳۴- بت‌سازی از رهبران، جامعه را نابینا می‌کند

۳۵- جامعهٔ باز به شهروندان بالغ نیاز دارد، نه پیروان مطیع

۳۶- اخلاق سیاسی یعنی جلوگیری از بدترین‌ها، نه تحقق بهترین‌ها

۳۷- آزادی اندیشه بدون تحمل اندیشهٔ مخالف ممکن نیست

۳۸- دشمنان جامعهٔ باز، از قطعیت تغذیه می‌کنند

۳۹- تردید عقلانی نشانهٔ ضعف نیست، نشانهٔ بلوغ است

۴۰- هیچ آرمانی ارزش نابودی انسان‌ها را ندارد

۴۱- تاریخ صحنهٔ انتخاب‌های انسانی است، نه اجرای نقشه‌ای از پیش‌نوشته

۴۲- انسان‌ها تاریخ را می‌سازند، اما هرگز آن را کنترل کامل نمی‌کنند

۴۳- توجیه شر به نام خیر نهایی، دروازهٔ توتالیتاریسم است

۴۴- جامعهٔ باز همواره ناتمام و در حال اصلاح است

۴۵- حقیقت از دل گفت‌وگوی آزاد زاده می‌شود

۴۶- عقلانیت یعنی آمادگی برای تصحیح خود

۴۷- بزرگ‌ترین خطر، ایمان کور به نظریه‌های نجات‌بخش است

۴۸- آزادی بدون نقد می‌میرد

۴۹- نقد بدون آزادی خفه می‌شود

۵۰- جامعهٔ باز، شجاعت زیستن بدون قطعیت را می‌طلبد.

انقلاب بعدازخوردن همه فرزندانش،این بارخودش را وکشور رامیخورد:

Ⓜ️ انقلاب، بعد از خوردن همه فرزندانش، این بار، خودش را و کشور را میخورد!!!

➕ پایانِ یکی از مدینه‌های فاضله؛ دیوار برلین به طول ۱۵۵ کیلومتر و اصلی‌ترین نماد جنگ سرد و جدایی بود
سمتِ راست آن، دنیای کاپیتالیزم و سمتِ چپ، دنیای سوسیالیسم بود.

➕ ایدئولوژی‌های تمامیت گرا که در پی ایجاد مدینه فاضله هستند غالبا با شور و شوقی بی نظیر آغاز می‌گردند
اما سرانجام، به پایانِ محتوم‌شان که مرگ است می‌رسند:
♣︎ به محض این که لنین مُرد معلوم شد که شخص دوم انقلاب یعنی (تروتسکی) خودفروخته و خائن بوده در نتیجه، رهبران دیگرِ انقلاب مانند استالین، کامنف، زینوویف و بوخارین، او را از کشور شوروی (روسیه )رانده سپس در مکزیک بوسیله مزدوری بنام رامون مرکادر با یخ شکن کشتند

➕ اما پنج سال بعد معلوم شد (کامنف)؛ (زینوویف) و (بخارین) نیز دشمن خلق بودند در نتیجه، محاکمه و بزودی با دستور (استالین) توسط (هنریخ یاگودا)!!!
نفر اول وزارت امنیت NKVD اعدام شدند.

♣︎اندکی بعد معلوم شد خودِ هنریخ (یاگودا) رئیس امنیت کشور هم جاسوسِ امپریالیست‌ها بوده!!!
مَردک، نه تنها جاسوس بوده بلکه از خانه باغش هم، هزاران عکس، فیلم مبتذل ، لباس زیر زنانه و ادوات دیگر پیدا کردند!!!
وقتی می‌خواستند بکُشند تازه می‌گفت:
«به ‏نظر می‌رسد خدا وجود داشته باشد» می‌گفت:
من هزاران بار از دستورات خدا سرپیچی كردم تا به استالین خدمت كنم؛حالا حكم مرگم را صادر كرده است."
سرانجام بدستور استالین و بدست معاونش (نیكلای یژوف)!!! کشته شد.

♣︎اما مدتی بعد معلوم می‌شود که خودِ(نیكلای یژوف) هم، رفیق صادقی نبوده و دشمن خلق و سرسپرده بیگانگان بوده در نتیجه محاکمه و بوسیله معاون خود یعنی (لاورنتی بریا)!!! کشته می‌شود.

➕ اما چیزی نمی‌گذرد که بعد از مرگ استالین، یک مرتبه بر همگان آشکار می‌شود که خودِ (لاورنتی بریا) رئیس وزارت امنیت نیز به وطن و انقلاب خیانت کرده و جاسوس انگلستان بوده در نتیجه، بدستور (خروشچف) دستگیر و در دادگاهی که آنرا (گئورگی ژوکوف)!!! برعهده داشت محکوم و توسط او اعدام گردید.

➕ اما اندکی بعد، (گئورگی ژوکوف) نیز عنصر نامطلوب تشخیص داده از مشاغل برکنار و به اورال تبعید می‌گردد. اصلا در همین زمان، مشخص می‌شود که خود (استالین)!!! نیز دشمن خلق و خائن بوده و نه تنها استالین، بلکه اکثریت اعضای پولیت بورو نیز خودفروخته بودند در نتیجه، گور استالین را شکافته جسدش را درآورده و از محل مقبره لنين در ميدان سرخ مسكو به كنار ديوار كرملين انتقال دادند.

➕ اما بعدها مشخص شد که خود (خروشچف) نیز خودسر، ماجراجو و دشمن بوده و بوسیله (برژنف)!!! برکنار و تا زمان مرگش در ویلایی در حومهٔ مسکو تحت نظر قرار گرفته و در زمان مرگش در سپتامبر ۱۹۷۱در تحت شدید تدابیر امنیتی دفن شده حتی به خانواده‌اش نیز اجازه شرکت در مراسم ندادند.
وقتی برژنف مُرد و (گورباچف) آمد تازه فهمیدند که ای بابا!!! این کفتار پیر یعنی برژنف، بیش‌ترین ضربه‌ها را به روسیه( شوروی ) زده و سال‌ها جلوی پیشرفت روسیه را گرفته بوده!

➕ اما وقتی (گورباچفِ) جوان به قدرت می‌رسد معلوم شد که اصلا، [کل حزب کمونیست روسیه] خائن و دشمن بوده!!!

... و عجیب‌تر این که، وقتی اتحادجماهیر شوروی فرو می‌ریزد معلوم می‌شود که خود (گورباچف)!!! نیز خائن و مامورِ امپریالیزم بوده تا باعث فروپاشی اتحادجماهیر شوروی گردد!!!

●➕ ● اینجا که می‌رسد انقلاب، بعد از خوردن همه فرزندانش، این بار، خودش را و کشور را می‌خورد

... و روسیه تکه پاره می‌گردد ...

◆◇◆ دقیقا مثل معده آدم از دنیا رفته که وقتی هیچ غذایی برای هضم یافت نمی‌شود شروع به خوردن خود معده می‌کند!!!

✍️علی مرادی مراغه‌ای