راز پایداری اعتقادات دینی ومذهبی در اذهان انسانها:

پدری به پسر خردسالش یک بطری کوچک داد که داخل آن یک عدد پرتقال بزرگ بود !!

 

کودک با تعجب درون بطری را نگاه می کرد و با خود می گفت: پرتقال به این بزرگی چطوری داخل این بطری کوچک رفته؟

 

کودک خیلی تلاش کرد تا پرتقال را از بطری خارج کند، اما بی فایده بود!

 

سپس کودک از پدرش پرسید: چه جوری این پرتقال بزرگ داخل بطری رفتە است؟ آخر دهنەی این بطری خیلی کوچک است!!

 

پدر، پسر را به باغ برد و یک بطری خالی کوچک را به یکی از شاخه های درخت پرتقال بست. سپس یکی از شکوفه های کوچک پرتقال را درون بطری گذاشت، روزها سپری شد و شکوفه تبدیل به یک پرتقال بزرگ شد تا جایی که امکان خروج از بطری غیر ممکن شده بود...

 

بعد از مشاهده این موضوع، کودک راز پرتقال را فهمید و جایی برای تعجب نمانده بود.  پدر رو به پسر کرد و گفت:

 

چیزی که امروز مشاهده کردی همان دین است، اگر از خردسالی بذر اعتقادات دینی را درون ذهن کودک بکاریم در هنگام بزرگی، خارج کردنش خیلی سخت می شود.

 

دقیقا مثل این پرتقال که خارج کردنش محال است، مگر اینکه شیشه را بشکنیم و از بین ببریم.

 

وقتی که ادیان و حکومت های دینی اصرار دارند، افراد جامعه را از سنین بسیار کم و خردسالی در مدارس و مهدهای کودک با مذهب و آموزه هایش آشنا کنند...

در واقع آنها اعتراف می کنند،

 که هدفشان

  تلقین و القای  واقعی بودن ودرستی دین نیست!!

دلیل:

چون انسان در دوران کودکی، نه سواد کافی دارد

، نه قدرت تمیز درست و نادرست را،

  در ناآگاهی به سر می برد!!..

به این کار در روانشناسی می گویند: ذهن سازی

طبق قاعده.

 آموزش جهل ، علم، ورزش و....... در کودکی مانند نقاشی روی سنگ است که پاک نمی شود...... 👌🏻

یک مذهب تو را مجبور به راز و نیاز با دیوار میکند

و مذهبی دیگر تو را وادار به سنگ زدن به دیوار می کند.

 

در اورشلیم دیواری است که یهودیان معتقدند از بقایای کاخ سلیمان است و نام آن کُتل است و هرسال هزاران نفر به زیارت آن می روند.

 

در مکه هم دیواری است که مسلمانان آن را جمره می نامند و معتقدند خانه شیطان است و هر ساله هزاران نفر به آن سنگ می زنند.

 

هیچ انسان خردمندی با دیوار راز و نیاز نمی کند و هیچ عاقلی به دیوار سنگ نمی زند.

 

تنها مذهب است که عقل آدمی را از بین برده و او را مجبور به عشق و تنفر از یک دیوار می کند.

 

به راهی که اکثر مردم می روند بیشتر شک کن چون مردم فقط کورکورانه تقلید می کنند.

 

نباید از متمایز بودن ترسید، انگشت نما بودن بهتر از ساده  بودن است.

 

 

 

بررسی افسانه 124000 پیامبر
🤔🤔🤔🤔🤔

تا حالا هزار بار عدد جالب 124,000پیامبر را شنیده ایم؛
 
حال بیایید روی این عدد اندیشه کنیم!
طبق اطلاعات تاریخی "تمدن بشری" مربوط به 7000 سال پیش در مصر ، ایران و روم (بین النهرین) میباشد؛
۱۴۰۰ سال پیش آخرین پیامبر ، یعنی پیامبر اسلام ، محمد برگزیده شده و بعد
از او پیامبری نبوده...!؛
پس 7000 سال تمدن را که از 1400 سالِ بعد از محمد کم کنیم میشود 5600 سال ، که این رقمِ حضور پیامبران بوده؛
حال اگر تعداد روزهای یک سال(۳۶۵)را در سالهای حضور پیامبران(۵۶۰۰)ضرب کنیم میشود ۲۰۴۴۰۰۰روز؛
یعنی ۲۰۴۴۰۰۰ روز پیامبران فرصت داشتند تا به پیامبری برگزیده ، و به
هدایت بشر بپردازند؛
حال اگر ۲۰۴۴۰۰۰ روز را بر تعداد ۱۲۴۰۰۰ پیامبر تقسیم کنیم ، عدد 
حدود۱۶ به دست می‌آید...!!!!
یعنی در هر ۱۶ روز یک پیامبر...!!!
پس چگونه ادعا میشود که اکثر پیامبران از نسل و فرزندان ابراهیم و نسبت پدری و پسری دارند؟ آیا در هر ۱۶ روز فرزند دار میشند؟ و باز هم در ۱۶ روز ...!!؟؟😳🍼

❌حالا یه فرض دیگه رو بررسی کنیم فک کنید 124000 پیامبر امدن هر کدوم هم متوسط شصت سال عمر کردن

با اینکه نوح نهصد سال عمر کرد 

حالا 
اگه هر پیامبر شصت سال عمر کرده باشه
و بعدش بلافاصله پیامبر بعدی اومده باشه 
7440000 سال طول میکشه که اینها بیان و برن😂😂

با این حساب ک بشر پنج هزار سال تاریخ داره
وبراساس علم نهایت قدمت بشر یک تا سه میلیون ساله

حالا این هفت میلیون سال رو کجای دلم بذارم😁😁
 
علم هرگز نتوانسته دین را باور کند، هرگاه علم در دین تحقیق کرده، شایعات و خرافات عجیب دین را کشف کرده است.
حال تو بخوان حدیث بسیار از این مجمل
 ‏از اول انقلاب درمجموع ۵دولت۸ساله داشتیم که تا پایان هر دولت ،دلار دقیقن ۵ برابر قیمت دوره قبل تر از خودش شده 
قیمت های زیر به تومان است:
دروره خامنه ای۳۵=۵×۷
دوره رفسنجانی۱۷۵=۵×۳۵
دوره خاتمی۸۷۵=۵×۱۷۵
دوره احمدی نژاد۴۳۷۵=۵×۸۷۵
دوره روحانی۲۱۸۷۵=۵×۴۳۷۵
حال دقت کنید در هر دوره ‏،چه جناح راست چه جناح چپ دلار به یک میزان رشد داشته وهیچ ربطی به جناح اصلاح طلب و یا اصولگرا نداشته ومعلومه یک محاسبات قانونی از پیش تعیین شده است که به دولتها دیکته میشه تا همیشه ملت درحال فشار اقتصادی باشند. میدونین چرا؟ 
چون اینجوری یا فکرشون عجین شده با بدبختی ومشکلات معیشت شون و فرصت فکر کردن به چیزای دیگه مثل دزدی ها وفساد های حکومت رو ندارن و یا دیگه توان و انرژی و زمانی اضافه نمیارن برای مقابله با ظلم 
 تفکر لطفا...

اگه زحمتتون نیس،
اگه انگشتتون خسته اش نمیشه، اشتراک بذارین
 اگرم نمیزارن بدونین که با بی تفاوتی امثال شما دیگه آینده ای نمونده که واسش دلواپس باشین.....😞😞😞😞

[۱۰:۱۵, ۱۴۰۱/۱/۲۶] ⛱️نمایندگی جهانگیری⛱️: بهشت عجب جای مخوف و هولناکی میشود وقتی که:

داعشی ها فکر میکنند به بهشت میروند...

طالبان فکر میکنند به بهشت میروند...

القاعده فکر میکند ب بهشت میرود....

مابقی گروهک های  نیابتی مسلمان در تمام دنیا فکر میکنند به بهشت میروند...

بودایی ها فکر میکنند به بهشت میروند...

هندو ها فکر میکنند به بهشت میروند...

مسیحی ها فکر میکنند به بهشت می روند...
 
انسانها را به بردگی میگیرند و زندانی میکنند فکر میکنند به بهشت میروند... 

فکر میکنند اگر هفت مسلمان شیعه رو بکشند به بهشت میروند...

یهودی ها فکر میکند به بهشت میرود... 

وهابی فکر میکند به بهشت میرود...
 
هر کدام بخاطر عقیده دیگران را میکشند و فکر میکنند به بهشت میروند... 

یک انتحاری زنان و  مردان و کودکان بی گناه را میکشد و فکر میکند به بهشت میرود... 

این بهشت چقدر زشت  خواهد بود وقتی که این جماعات در آن باشند.…

این بهشت از جهنم هم بدتر هست...
در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد و آن (آگاهی و خرد) است. 
تنها يك گناه بزرگ و نابخشودنی وجود دارد آن هم (جهل و نادانی) است...🙏🏻
[۱۰:۱۹, ۱۴۰۱/۱/۲۶] : احمد لاهوتی, [Mar 27, 2022 at 3:14 PM]
بخشی از کتاب سلمان رشدی
که خمینی حکم اعدامش و صادر کرد :

از شیطان پوزش می‌طلبیم!
نباید فراموش کنیم که ما فقط یک طرف داستان را شنیده‌ایم
چون تمام کتاب‌های آسمانی را خدا نوشته

چه کسی میتواند به این سئوال  پاسخ دهد؟
شما که شیطان را چیزی برای فریب و گمراهی انسان ها میدانید به ما بگویید اگر شیطان بخواهد انسان ها را گمراه کند و برایشان کتابی بنویسد آن کتاب را چگونه خواهد نوشت؟
آیا میگوید :
من شیطان هستم و این کتاب من است و شما باید از آن پیروی کنید؟
و یا اینکه برای فریب شما میگوید من خدا هستم و این کلام من است

قدرت خدا بیشتر است یا شیطان؟
اگر قدرت خدا بیشتر است چرا بعد از 9 هزار سال و با فرستادن بیش از 124000 پیامبر به زمین هنوز نتوانسته صلح و آرامش را فراهم کند؟
مسلمانی به یک زرتشتی گفت :
چرا مسلمان نمیشوی؟
زرتشت گفت :
اگر خدا بخواهد میشوم
مسلمان گفت :
خدا میخواهد ولی شیطان نمیگذارد
زرتشتی گفت :
من تابع قویترین آنها هستم حالا که شیطان قوی تر است!
شما اعتقاد دارید که شیطان وجود دارد و وظیفه شیطان حیله و فریب انسان هاست
از کجا معلوم که شیطان پیامبران را فریب نداده باشد و خود را جای خدا معرفی نکرده باشد؟
بعد از هزاران سال مشاهده میکنیم که انسان ها به اسم دین کشتار میکنند سنگسار میکنند و کل کره زمین را جنگ و نفرت فرا گرفته !؟
اگر خدا میخواست که انسانها را هدایت کند تنها با فرستادن یک مورچه به زمین میتوانست صلح و آرامش را به ارمغان آورد
اگر شیطان در زمین حکومت میکرد چه میگفت :
میگفت : در راه شیطان کشتار کنید
و اگر به دین شما روی نیاوردند بکشیدشان و مالک زنانشان در جنگ شوید
میگفت : هر که با شیطان نباشد گردنش را بزنید و انگشتانش را قطع کنید
دستها و پاهایشان بر خلاف جهت بریده شوند
میگفت : زنانی که از شما نافرمانی دارند را با زدن تنبیه کنید و زنانی که به شما خیانت کرده اند را در زمین چال کنید و با سنگ آنقدر بزنید تا کشته شوند....
مگر شما مسلمانان نمیگویید باید تعقل کرد
مگر لازمه تعقل شک و تردید نیست؟
پس چرا شک نمیکنید؟
میدانید چرا شک نمیکنید
چون شیطان در کتاب قرآنش گفته شک در دین از گناهان کبیره است
هیچکس به اندازه شیطان از وجود خدا آگاهی‌ نداشت و هیچکس به اندازه شیطان به خدا نزدیک نبود و هیچ کس به اندازه شیطان به هوشمندی، عظمت و قدرت خدا ایمان نداشت
ولی‌ در آخر، شیطان برای خدا تَرِه هم خُرد نکرد و از اطاعت سر باز زد میدانید چرا؟
چون افسانه ی خدا و شیطان و کتابهای آسمانی سخنِ انسان است که با بی خِرَدی شروع شد و با بی خردی ادامه دارد...!


خداییش تا بحال اینقدر از نوشته ای حال نکرده بودم
درود بر شیطان که ما را به تفکر وامیدارد
البته اگر جایی برای تفکر در گوگوله مغز مسلمان باقی مانده باشد

ایکاش این متن رو ۳۰ سال پیش میخوندم
@hamejoorehs
احمد لاهوتی, [Mar 27, 2022 at 11:16 PM]
📍در اسلام،
بسیاری از کارهای نا شایست مجاز هستند؛ 
فقط اسم آنها عوض شده است:

جنگ افروزی بد است،
اما "جهاد" خوب است!؛
قرآن: بقره ۱۹۱ (در مجموع ۴۹ آیه ی قتال و ۲۹ آیه ی جهاد)

دروغ بد است،
اما تقیه خوب است !
قرآن: آل عمران ۲۸؛ نحل ۱۰۶؛ غافر ۲۸

دخالت در کار دیگران بد است،
 اما امر به معرف و نهی از منکر خوب است!
قرآن: آل عمران ۱۱۰

شکنجه بد است،
 اما حد شرعی خوب است!
قرآن: نور ۲

فاحشگی بد است،
 اما صیغه متعه مجاز است!
قرآن: نساء ۲۴

نگاه ابزاری به زن بد است،
اما زنان کشتزار شما هستند! و
هرگونه که میخواهید به کشتزار خود وارد شوید!
قرآن: بقره ۲۲۳

زن و مرد برابرند،
اما مرد بر زن برتری دارد!
قرآن: نساء ۳۴

همه انسان ها برابرند،
 اما برده با مرد آزاد برابر نیست!
قرآن: نحل ۷۵

تجاوز بد است،
 اما تجاوز به زن شوهرداری که در
 جنگ با کفار غنیمت گرفته شده، مجاز است!
قرآن: نساء ۲۴

غارت بد است،
اما غنیمت مجاز است!
قرآن: انفال ۴۱

مثله کردن بد است،
اما قطع دست راست و پای چپ خوب است!
قرآن: مائده ۳۸

باج گرفتن بد است،
 اما خمس و جزیه خوب است!
قرآن: توبه ۲۹

در دین هیچ اکراهی نیست،
ولی خروج از اسلام؛ سزایش مرگ است!


خرد یارتان
@hamejoorehs

🔴 معجزات یک جاسوس باهوش انگلیسی که مجتهد شد!

🔹میجر جیکاک مشهور به "مستر جیکاک" یا "سید جیکاک"، یکی از ماموران سازمان اطلاعاتی برون ‌مرزی بریتانیا (MI6) در ایران بود که از پیش از جنگ جهانی دوم تا به ثمر نشستن نهضت ملی شدن صنعت نفت در میان ایل بختیاری و منطقه بویراحمد ایران فعالیت داشت. ﻭﯼ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ به ‌عنوان ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﯾﻞ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ می‌پردازد ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﯼ ﺁﻥ، به‌ عنوان ﯾﮏ بختیاری در ﻣﻨﻄﻘﻪ نفت‌خیز ﻣﺴﺠﺪ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺳﮑﻨﯽ می‌گزیند. ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺣﻀﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺎ ﻓﻨﻮﻥ شعبده ‌بازی ﻭ حربه‌‌های دیگر، ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺤﻠﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻌﻄﻮﻑ می‌دارد ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ به‌ عنوان یک ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺷﯿﻌﻪ، ﺟﺎ ﻣﯽﺯﻧﺪ.

◀ ﺟﯿﮑﺎﮎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ فراگیری فقه می‌پردازد ﻭ ﺑﻪ درجه ﺍﺟﺘﻬﺎﺩ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺟﺪ، به‌ عنوان پیش ‌نماز ﺣﻀﻮﺭ می‌یابد. ﺍﻭ گیوه‌‌هایش ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻋﺼﺎ ﺟﻔﺖ می‌کرد ﻭ ﺷﺎﯾﻊ ﮐﺮﺩﻩ بود که ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﺍﻭﺳﺖ. ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ، ﺗﻮﺿﯿﺢ می‌دهد که:

"آهن رباهایی ﺩﺭ گیوه‌ هایم ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻋﺼﺎ، گیوه‌ ها ﺟﻔﺖ می‌شدند!"

◀ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺳﻮﺱ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ، ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ می‌آید ﻭ می‌گوید:

"" من حضرت ﻋﻠﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﺍﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ شانه‌ام ﻧﻬﺎﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ:

"ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﮕﻮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﻧﺠﺲ (ﻧﻔﺖ) دوری کنند" "".

◀ اﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﺩﻋﺎﯾﺶ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﻋﺒﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ می‌زند ﻭ اثر سفیدی ﺩﺳﺘﯽ ﺭﻭﯼ شانه‌اش ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ می‌دهد ﻭ می‌گوید ﺍﯾﻦ مدﺭﮐﯽ ﺑﺮ ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﻣﻦ ﺍز اوست. در کتابش ﺗﺸﺮﯾﺢ می‌کند ﮐﻪ:

" ﺭﻭﺯﯼ تکه‌‌ای ﮐﺎﻏﺬ ﺭﺍ به شکل دست بریدم ﻭ ﺭﻭﯼ شانه‌ام ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ آن ‌قدر ﺯﯾﺮ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺍﻍ ﺟﻨﻮﺏ ﻣﺎﻧﺪﻡ تا خوب ﺍﻃﺮﺍﻑ آﻥ ﮐﺎﻏﺬ ﺗﯿﺮﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺛﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ شانه‌ام ﻧﻘﺶ ﺑﺒﻨﺪﺩ!"
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﺩﺭ مناظره‌اﯼ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺷﯿﻌﻪ، ﻣﺪﻋﯽ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺭﯾش دﺭﻭﻏﮕﻮ می‌شود ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺭﯾﺶ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺍﺯ ﻧﺦ ﻧﺴﻮﺯ، حقانیت خود ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ می‌کند.

◀ ﺟﯿﮑﺎﮎ ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻫﻪ ۱۳۲۰ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ، فرقه‌ای ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ، ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﻭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ می‌کند ﮐﻪ "ﻃﻠﻮﻋﯿﺎﻥ ﯾﺎ ﺳﺮﻭﺷﯿﺎﻥ" ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ می‌شده‌اند ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮﻗﯿﺖ قریب ‌الوقوع ﻇﻬﻮﺭ ﻣﻬﺪﯼ ﻣﻌﺘﻘﺪ بوده‌اند!.. از دیگر حکایات جیکاک، عصای معروف است که با آن معجزه می‌کرد و وقتی آن را به بدن کسی می‌زد به آن شوک عجیبی منتقل می‌شد! جیکاک مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال‌ زاده بودن افراد است و با همین شگرد بسیاری از کسانی را که به دلایل مختلف می‌خواست از وجهه اجتماعی و قدرت بیندازد، تخریب می‌کرد. بعدها فاش شد که در عصای معجزه‌آسای مستر جیکاک جز یک پیل خشک الکتریکی و یک مدار ضعیف انتقال برق هیچ‌ چیز وجود نداشته و جریان ضعیف برق باعث انتقال شوک الکتریکی به افراد نگون ‌بختی می‌شده که مستر جیکاک هنگام تماس عصا با آنها، دکمه وصل جریان را فشار می‌داده!

◀ در مجلسی او حاضران را دروغگو معرفی می‌کرد و هنگامی‌ که قرار بر اثبات شد، کبریتی روشن کرد و گفت:

" هر کس راست بگوید این کبریت ریشش را نمی ‌سوزاند!"

- اول کبریت را به ریش خود گرفت که نسوخت، سپس ریش تمام افراد ساده‌‌لوح حاضر را سوزاند!
به آنها قبولاند که دروغ گفته‌اند و البته بعدها مشخص شد که ریش او مصنوعی و نسوز بود. اقدام بعدی جیکاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه‌گذاری وی بود!... جیکاک، مجلس وعظ و منبر برپا می‌کرد و آخرش هم روضه امام حسین می‌خواند و وسط روضه موقعی که همه داغ می‌شدند، ناگهان عمامه خود را به درون آتشی که وسط مجلس بود (بر علاقه جیکاک به پارچه نسوز را به یاد دارید!) عمامه نمی‌سوخت! و جیکاک آن را به‌عنوان معجزه خود بیان می‌کرد و ادعای سید بودن می‌کرد. در ضمن او هیچ‌‌کس را هم به سیدی قبول نداشت، چون عمامه آنها در آتش می‌سوخت، از اینجا بود که او به " #سید_جیکاک" معروف شد.

◀ به هنگام ملی شدن صنعت نفت، جیکاک یا به قولی سید جیکاک، با گشت‌وگذار میان عشایر بختیاری این شعار را به گویش بختیاری برای آنها طرح نمود:

تو که مهر علی من دلته
نفت ملی سی چنته

یعنی: 

تو که مهر علی را در دل داری 
برای چه به دنبال ملی شدن نفت هستی!

◀ بعضی از عشایر بختیاری زندگی خود را رها کرده و با تشکیل دسته‌ جات متعدد و درست کردن پرچم و علم‌های گوناگون، علی علی گویان به امام زاده‌ها رفته و طلب عفو می ‌کردند.

🆔 @ketab_mamnouee
♦️ﻣﻨﺎﺑﻊ:

۱. ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﯾﻞ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ؛ ﺭﺍﻑ ﮔﺎﺭﺛﻮﯾﺖ، ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﻣﻬﺮﺍﺏ ﺍﻣﯿﺮﯼ. ﺗﻬﺮﺍﻥ: ﺳﻬﻨﺪ، ۱۳۷۳.
۲. ﺍﺳﻨﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ (۱۳۲۰ – ۱۳۲۵ ﻩ.ﺵ)،ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ: بهناز زرین‌کلک، ﺗﻬﺮﺍﻥ:ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ۱۳۸۲.

🔴 هیچ پیامبری از طرف خدا مبعوث نشده است
خداوند بی گناه است

صدیقه وسمقی ، پژوهشگر اسلام

صدیقه‌ وسمقی'صاحب نظر در فقه و مبانی اسلامی فارغ التحصیل دکتری از دانشکده الهیات دانشگاه تهران اخیرا به نقد و بررسی کتابش با عنوان"مسیر پیامبری"پرداخت.

او بطور تحلیلی ثابت کرده و معتقد است که هیچ پیامبری از سوی خدا برگزیده نشده و وحی و فرشته و بعثت رسولان واقعیت ندارد.!!

 اُمّهات مدعیات این پژوهشگر و استاد دانشگاههای آلمان و سوئد این
این‌گونه بیان شد:
رابطه‌ی انسان و خدا هرگز از سوی خدا آغاز نشده و خدا کسانی از انسانها را به عنوان فرستاده‌ خویش برنگزیده‌ است و پیامبران حاملان وحی و پیام‌ آورانی از آسمان به زمین نبوده‌اند!!
وسمقی ضمن ذکر دلایلی ذیلا اثبات کرده که این رابطه معکوس است و رابطه بین خدا و بشر اتفاقا از زمین به آسمان بوده‌ است و این انسان است که در جستجوی خداست و برای رابطه با او جهد و تلاش نموده‌ است.
به تعبیر ایشان انسان'مبتکر رابطه با خداست!!
و این انسان است که با خدا رابطه برقرار می‌کند نه خدا با انسان!!.
از اینرو پیامبر همان شخص "مبتکر و خلّاقی است که خدا را برمی‌گزیند و با او رابطه برقرار می‌کند و درک خود از خالق هستی و رمز آفرینش و حاصل این رابطه را بعنوان پیام خود به میان مردم می‌برد.
وحی نیز انکشاف فهم انسان از خدا و هستیست نه کلام خدایی که فرشتگانی بالدار از آسمان و از سوی خدا و با صدای عجیب بر رسول نازل کرده است!!!

 نویسنده‌ی کتاب "مسیر پیامبری" معتقدست که هیچ دلیلی برای این باور'جز ادعای خود پیامبر برای برگزیده شدن از سوی خدا وجود ندارد.
کسی از لبان خدا چنین چیزی را نشنیده و تنها کسی که مدعیست از لبان فرشتگان و از سوی خدا بعثت بر او موکد و موظف شده'خود رسولان بودند!!!

وسمقی با این استدلال دست کم چهار دلیل برای ادعای خود مطرح کرده که با طرح نفی ارسال رسل از سوی خداوند، به حل معضلات فکری و عملی دینداران میپردازد و آنها را به چالش میکشد!!

مهم‌ترین دلایل وسمقی برای آنکه نشان دهد پیامبران، فرستاده‌های خداوند نیستند این است:

۱_چرا برای همه‌ زمان‌ها و همه‌ اقوام، پیامبری از سوی خدا فرستاده نشده‌ است؟؟
این ناقض لطف خدا برای هدایت ابناء بشر در طول تاریخ است.

۲._چرا پیام الهی بطور اطمینان‌ بخش به آیندگان نرسیده‌ و راه تفسیرهای متعدد و گاه متضاد باز است و از اینرو اصحاب هر دینی دچار انواع اختلافات نظری و عملی گردیده‌اند و این اندازه جامعه را به تعب و رنجِ تشخیص درست از نادرست دچار کرده است؟؟
این نیز ناقض روشنایی پیام و استحکام سخن خداوند است. 

۳_چرا برخی گزاره‌های کتاب مقدس با علم در تضادند؟؟
چرا این نکته در تناقض با خرد و واقعیت‌هاییست که مورد سنجش قرار می‌گیرند؟؟

۴_چرا همه‌ پیامبران، مرد بودند و خداوند نسبت به زنان از این جهت تبعیض قائل شده‌ است؟؟
آیا این نکته عدالت خدا را نقض نمی‌کند.؟؟

وسمقی موارد یاد شده را دلایلی می‌یابد که اگر قبول کنیم کتاب مقدس را نتیجه‌ سخن گفتن خدا با انسان بدانیم، پس باید بپذیریم همه‌ ابناء بشر در طول تاریخ مورد لطف خدا نبوده‌ و از میان همه‌ اقوام و از بین زنان پیامبری انتخاب نکرده‌ است.
همین اشکالات است که وسمقی را بر آن می‌دارد تا نشان‌ دهد افرادی هم که خود را پیامبر معرفی کرده‌اند از سوی خداوند برگزیده نشده‌اند و کتاب مقدس پیام خدا نیست. 

علاوه بر این وسمقی بر دو عامل مهم تاکید داشت: 
اولا تعدد تفاسیر و تکثر فرقه‌ها و خوانش‌های آیات و اختلافات عمیق میان برداشتها از آنچه کلام خدا نامیده می‌شود'
و ثانیا رویکرد‌های خشونت‌ بار به اسلام مانند داعش،طالبان و.......نشان می‌دهد که آیات از استحکام معنایی، شفافیت و صراحت برخوردار نیستند و تن به هر خوانشی حتی خوانش داعشی هم می‌دهند.

همین نزاع‌ها از نظر ایشان دلیلی است بر اینکه قرآن پیام خدای عالم و لطیف نیست.!

حقوق بازنشستگان!!

حقوق بازنشستگان!!

 

نامه ای به حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی

 

بسمه تعالی

محضر مبارک آیت الله العظمی

جوادی آملی ادام الله عمره....

سلام علیکم و رحمت اله و برکاته

 

چندی قبل در یکی از بیانات تان در مورد بازنشستگان فرمودید در اسلام مسئله ای به نام حقوق بازنشستگی وجود ندارد و آدمی تا زنده است باید کار کند و در مقابل آن کار حقوق بگیرد.

 

این فرمایش زیباییست....

اما قبل از اینکه به اصل عرایضم بپردازم تذکراً برای تنویر ذهن مبارکتان عرض می کنم حقوق باز نشسته نه از بیت المال است نه از بودجه مملکت و نفت و امثال ذلک است. نه از حوزه و نه از وجوهات شرعیه است و نه از جیب یا ارثیه پدری یا مادری کسی، بلکه بخشی از حقوق شخص بازنشسته است.

به اینطریق که قانونی هست که مستخدم از بدو استخدام و دریافت اولین حقوق دولت مهربان طبق قانون مقداری از حقوق آن بنده خدا را نگه میدارد و در صندوقی می ریزد تا برای زمان پیری و ناتوانی و یا از کار افتادگی یا اتمام دوره خدمت، آن پول را بتدریج به او برگردانند که به گدایی نیفتد و از آن پس انداز خود ارتزاق کرده و اموراتش را بگذراند (زیرا وقتی بیکار بشود دیگر دولت حقوقی به او نمیدهد). پس به آن شکل که در ذهن مبارک است باز نشسته از کسی یا جایی پولی نمی گیرد که بر او حرام باشد، به عبارتی از پس انداز خودش می خورد.

ضمن آنکه شاید مطلع نباشید در نظام اسلامی ایران بازنشستگی، اجباری است مگر اینکه از قشر روحانیت باشند.

 

اما یک موضوع که باز هم از آن بی اطلاع هستید که چنان فرمایشاتی فرموده اید و آن این است.

پول داخل

صندوق در اختیار دولت بوده و در تمام این مدت مسئولین با آن معامله کرده اند و سود بانکی آنرا گرفته و به حلقوم مبارک فرو برده اند و کسی اعتراضی نکرده اما اصل علت نوشتن این مطالب برای این است که شما لطفا به این دو سوال ما پاسخ بدهید:

 

۱--نمایندگان مجلسین شورا و خبرگان و نیز تشخیص مصلحت به اضافه ماشین گران قیمت مجانی، مسکن مجانی، دریافت وامهای میلیاردی مادام العمری... و تعاونی مجانی در خدمتشان بعد از اتمام دوره خدمتشان چرا حقوقشان مادام العمری است و قطع نمیشود؟ و شما یا دیگر آیات عظام به آنها اعتراض نکرده اند؟

 

۲--- افراد مبلّغ دین و مذهب از آیات عظام تا منبری و روضه خوان  و امام جماعت و مداح چرا در مقابل کارشان پول میگیرند؟

مگر ادامه دهنده راه پیغمبر"ص" نیستند؟

آیا پیغمبر و امامان ما در مقابل هدایت و خواندن نماز یومیه از مردم پول میگرفتند و فقط شغلشان تبلیغ بود؟ بیکار بودند می خوردند و می خوابیدند؟ یا برای زندگی کار می کردند؟ و کار تبلیغی آنها و دعوت به حق وسیله ارتزاقشان بود؟ و یا شاغل بودند؟ مثلا حضرت عیسی ع مگر نجار نبود؟ داوود ع مگر آهنگر نبود؟ رسول گرامی "ص" مگر تاجر نبود؟

آیا افرادیکه امروزه در لباس آخوندی هستند و در مقابل کارشان بودجه های کلان از بیت المال میگیرند پولشان حلال است؟

 

والسلام علینا و علی عباداله الصالحین

فردی باز نشسته

چقدر زود امروز شد

چقدر زود امروز شد

 

حدود صد سال پیش بود که رضا خان میرپنج از سپاه ارتپاد همدان و لشگر پیاده نظام قزوین وارد تهران شد.

سوم اسفند ۱۲۹۹ بود ایران دوسال قحطی و فقر و گرسنگی را پشت سرگذاشته بود نیمی از مردم

کشور تلف شده بودند ، از بیست میلیون نفوس ایران نه ملیون و نیم نفر از وبا و طاعون و حصبه و خناق

مرده بودند و کسی نبود جنازه جمع کند.

وقتی رضا خان با سپاه خود از دروازه قزوین وارد تهران شد هوا سرد بود دست و پای سربازان قشون یخ زده بود.

رضا خان با صحنه عجیبی روبرو شد.

چرا مردم دست در خشتک خود دارند و ...؟

مباشری داشت در لشگر بنام نایب حسین.

از او جریان را جویا شد.

چرا این مردم کنار جوی آب دست در خشتک دارند؟

نایب حسین گفت: سردار سپه سوزاک و سفلیس در این شهر بغایت رسیده است. این مردم بیمارند جمعی ابتلا به سوزاک و سفلیس دارند، جمعی گرفتار تراخم و سالک و شپش هستند بقیه هم از صدقه سر‌ انگلیسی ها سوخته تریاک را گرانتر از تریاک میخرند و نئشه کنار جوی آب هستند.

رضا خان از دروازه قزوین به باغ شاه رفت که خارج از تهران بود و سپاه را آنجا برد.

این قصر متروکه مظفرالدین شاه بود که بعدا پادگان باغ شاه شد.

این باغ متروکه نگهبانی داشت بنام میرزا حبیب خان که تریاکی بود.

رو کرد به رضا خان گفت: چرا به باغ شاه آمدی ، به کاخ گلستان میرفتی؟

رضا خان گفت: قصدم کشور گشایی نیست برای سروسامان دادن به این خراب شده آمده ام.

اما نمیدانم چه کنم؟

کدام را درست کنم؟

یاغی ها را دستگیر کنم؟

۷ کرور پول بدهی محمد علیشاه و احمد شاه را که از بانک استقراضی روس و انگلیس گرفته اند را پرداخت کنم؟

 یا این مردم را شفا دهم؟

میرزا حبیب خان گفت: به وضعیت خودت سروسامان بده.

اگر به این رعیت سروسامان دهی پای برهنه خواهی رفت ......

بیست سال گذشت.

رضا شاه یاغی ها را سرکوب کرد.

بدهی بانک ها را پرداخت کرد.

شهر ها را امن کرد.

شفا خانه درست کرد.

بیمارستانهای نجمیه ، امیراعلم ، طرفه ، سینا، فارابی ، لقمان ، ادهم و ۵۰۰ تختخوابی یادگار آن دوران است.

پرفسور یحیی عدل از فرانسه به ایران آمد. در دانشگاه طب شاگرد تعلیم داد. پزشک تربیت کرد.

رضا شاه جاده ساخت.

راه آهن ایجاد کرد.

بندرگاه ساخت و اداره شیلات و اداره چای را تاسیس نمود.

شهربانی و کلانتری و آگاهی و پزشکی قانونی احداث کرد. پادگان ها را به خارج شهرها منتقل نمود.

تونل زد.

پل ساخت.

دادگستری و وزارت دارایی درست کرد. بانک سپه ، بانک ملی و بانک کشاورزی را تاسیس کرد. آموزش و پرورش را بنا نهاد.

حدود جغرافیایی و مرزهای ایران را مشخص کرد و سامان بخشید. یاغی های وطن فروش شمال کشور را که اکنون با تحریف تاریخ بعنوان آزادی خواه از آنها یاد میکنند، سر جایشان نشاند و مناطق شمال که توسط میرزا کوچک خان و دار و دسته او به روس ها فروخته شده بود را پس گرفت. پول رایج مملکت را دوباره معنا بخشید و به معاملات تهاتر و پایاپای پایان بخشید. افراد مسن را از کشیدن سوخته تریاک نجات داد و کپن تریاک را در داروخانه ها، تعریف نمود و اداره تنباکو را تاسیس نمود. با معتادان کم سن و میانسال به شدت برخورد می کرد. پوشیدن زیر پیراهن و شلوار راحتی توسط مردان در مقابل چشم عموم را ممنوع کرد و برایش مجازات تعیین نمود. بیماری های واگیردار را ریشه کن نمود.

احتکار را برانداخت و محتکران و کم فروشان را سخت مجازات نمود و قحطی را پایان بخشید.

به کشاورزی سر و سامان داد و به لای روبی و احیاء مجدد قنات کشور پرداخت و در سایه تاسیس بانک کشاورزی، اداره غله را تاسیس نمود و مملکت را از قحطی نجات داد. به واژه حرمسرا پایان داد و بعد از کوروش کبیر، اولین پادشاهی بود که حرمسرا نداشت. در تمام پروژهای ملی چون احداث راه آهن ملی و ساخت راه ها و پل ها و پادگان ها ، شخصا حضور داشت و مرتب سرکشی می کرد.

جلوی سوء استفاده برخی مداحان از مداحی و تجاوز به عنف توسط آنها را گرفت و تکیه دولت را با نظارت کامل، بنا نهاد.

صنعت چاپ را راه اندازی نمود .

دانشگاه تهران را به پیشنهاد روانشاد پروفسور حسابی، تاسیس نمود.

شهرداری ها را نظم بخشید و اصول خیابان کشی را در ایران اجراء نمود.

تاکسیرانی را احداث نمود و حمل و نقل عمومی را بنا نهاد.

آنهم بدون  نفت یا فروش منابع!

حدود بیست سال گذشت تا با مشتی خاک وطن ، ایران را ترک کرد و جالب اینکه این همه خدمات اساسی و بنیادی را در مدت کمتر از بیست سال و بدون داشتن درآمد کشور از فروش نفت و منابع زیرزمینی و منابع طبیعی ، در نبود امکانات و تجهیزات و ادوات مهندسی امروز ، با مردمی گرسنه و قحطی زده و بیمار و بی سواد انجام داد و جالب تر آنکه امروز عده ای بی انصاف و بی سواد او را پا منقلی می نامند!!! 

وقتی میخواست در بندر عباس سوار کشتی ماهاراجه تنتورخان شود پیر مردی او را صدا زد ،

رضا شاه ایستاد

سپس ازش پرسید : خواستم ببینم بعد این همه خدمت با پای برهنه میروی یا با کفش؟

اشک رضا شاه را مردم برای اولین بار دیدند.

آن پیر مرد میرزا حبیب خان نگهبان باغ شاه بود.

چقدر زود امروز شد

 

حدود صد سال پیش بود که رضا خان میرپنج از سپاه ارتپاد همدان و لشگر پیاده نظام قزوین وارد تهران شد.

سوم اسفند ۱۲۹۹ بود ایران دوسال قحطی و فقر و گرسنگی را پشت سرگذاشته بود نیمی از مردم

کشور تلف شده بودند ، از بیست میلیون نفوس ایران نه ملیون و نیم نفر از وبا و طاعون و حصبه و خناق

مرده بودند و کسی نبود جنازه جمع کند.

وقتی رضا خان با سپاه خود از دروازه قزوین وارد تهران شد هوا سرد بود دست و پای سربازان قشون یخ زده بود.

رضا خان با صحنه عجیبی روبرو شد.

چرا مردم دست در خشتک خود دارند و ...؟

مباشری داشت در لشگر بنام نایب حسین.

از او جریان را جویا شد.

چرا این مردم کنار جوی آب دست در خشتک دارند؟

نایب حسین گفت: سردار سپه سوزاک و سفلیس در این شهر بغایت رسیده است. این مردم بیمارند جمعی ابتلا به سوزاک و سفلیس دارند، جمعی گرفتار تراخم و سالک و شپش هستند بقیه هم از صدقه سر‌ انگلیسی ها سوخته تریاک را گرانتر از تریاک میخرند و نئشه کنار جوی آب هستند.

رضا خان از دروازه قزوین به باغ شاه رفت که خارج از تهران بود و سپاه را آنجا برد.

این قصر متروکه مظفرالدین شاه بود که بعدا پادگان باغ شاه شد.

این باغ متروکه نگهبانی داشت بنام میرزا حبیب خان که تریاکی بود.

رو کرد به رضا خان گفت: چرا به باغ شاه آمدی ، به کاخ گلستان میرفتی؟

رضا خان گفت: قصدم کشور گشایی نیست برای سروسامان دادن به این خراب شده آمده ام.

اما نمیدانم چه کنم؟

کدام را درست کنم؟

یاغی ها را دستگیر کنم؟

۷ کرور پول بدهی محمد علیشاه و احمد شاه را که از بانک استقراضی روس و انگلیس گرفته اند را پرداخت کنم؟

 یا این مردم را شفا دهم؟

میرزا حبیب خان گفت: به وضعیت خودت سروسامان بده.

اگر به این رعیت سروسامان دهی پای برهنه خواهی رفت ......

بیست سال گذشت.

رضا شاه یاغی ها را سرکوب کرد.

بدهی بانک ها را پرداخت کرد.

شهر ها را امن کرد.

شفا خانه درست کرد.

بیمارستانهای نجمیه ، امیراعلم ، طرفه ، سینا، فارابی ، لقمان ، ادهم و ۵۰۰ تختخوابی یادگار آن دوران است.

پرفسور یحیی عدل از فرانسه به ایران آمد. در دانشگاه طب شاگرد تعلیم داد. پزشک تربیت کرد.

رضا شاه جاده ساخت.

راه آهن ایجاد کرد.

بندرگاه ساخت و اداره شیلات و اداره چای را تاسیس نمود.

شهربانی و کلانتری و آگاهی و پزشکی قانونی احداث کرد. پادگان ها را به خارج شهرها منتقل نمود.

تونل زد.

پل ساخت.

دادگستری و وزارت دارایی درست کرد. بانک سپه ، بانک ملی و بانک کشاورزی را تاسیس کرد. آموزش و پرورش را بنا نهاد.

حدود جغرافیایی و مرزهای ایران را مشخص کرد و سامان بخشید. یاغی های وطن فروش شمال کشور را که اکنون با تحریف تاریخ بعنوان آزادی خواه از آنها یاد میکنند، سر جایشان نشاند و مناطق شمال که توسط میرزا کوچک خان و دار و دسته او به روس ها فروخته شده بود را پس گرفت. پول رایج مملکت را دوباره معنا بخشید و به معاملات تهاتر و پایاپای پایان بخشید. افراد مسن را از کشیدن سوخته تریاک نجات داد و کپن تریاک را در داروخانه ها، تعریف نمود و اداره تنباکو را تاسیس نمود. با معتادان کم سن و میانسال به شدت برخورد می کرد. پوشیدن زیر پیراهن و شلوار راحتی توسط مردان در مقابل چشم عموم را ممنوع کرد و برایش مجازات تعیین نمود. بیماری های واگیردار را ریشه کن نمود.

احتکار را برانداخت و محتکران و کم فروشان را سخت مجازات نمود و قحطی را پایان بخشید.

به کشاورزی سر و سامان داد و به لای روبی و احیاء مجدد قنات کشور پرداخت و در سایه تاسیس بانک کشاورزی، اداره غله را تاسیس نمود و مملکت را از قحطی نجات داد. به واژه حرمسرا پایان داد و بعد از کوروش کبیر، اولین پادشاهی بود که حرمسرا نداشت. در تمام پروژهای ملی چون احداث راه آهن ملی و ساخت راه ها و پل ها و پادگان ها ، شخصا حضور داشت و مرتب سرکشی می کرد.

جلوی سوء استفاده برخی مداحان از مداحی و تجاوز به عنف توسط آنها را گرفت و تکیه دولت را با نظارت کامل، بنا نهاد.

صنعت چاپ را راه اندازی نمود .

دانشگاه تهران را به پیشنهاد روانشاد پروفسور حسابی، تاسیس نمود.

شهرداری ها را نظم بخشید و اصول خیابان کشی را در ایران اجراء نمود.

تاکسیرانی را احداث نمود و حمل و نقل عمومی را بنا نهاد.

آنهم بدون  نفت یا فروش منابع!

حدود بیست سال گذشت تا با مشتی خاک وطن ، ایران را ترک کرد و جالب اینکه این همه خدمات اساسی و بنیادی را در مدت کمتر از بیست سال و بدون داشتن درآمد کشور از فروش نفت و منابع زیرزمینی و منابع طبیعی ، در نبود امکانات و تجهیزات و ادوات مهندسی امروز ، با مردمی گرسنه و قحطی زده و بیمار و بی سواد انجام داد و جالب تر آنکه امروز عده ای بی انصاف و بی سواد او را پا منقلی می نامند!!! 

وقتی میخواست در بندر عباس سوار کشتی ماهاراجه تنتورخان شود پیر مردی او را صدا زد ،

رضا شاه ایستاد

سپس ازش پرسید : خواستم ببینم بعد این همه خدمت با پای برهنه میروی یا با کفش؟

اشک رضا شاه را مردم برای اولین بار دیدند.

آن پیر مرد میرزا حبیب خان نگهبان باغ شاه بود.