شعری درتمجید زنان:
1_به نام خداوند مد نظر****که خوانده زنان را خدای هنر 2_همه دختران را به نور آفرید****یکایک همه را با غرور آفر 3_و زن را به جلوه چو گل خلق کرد****که درچشمش آئینه را غرق کرد. 4_به ذاتش جنم داد و تکثیر کرد****به زیبائیش چشم و دل گیر کرد 5_واز روی او نقش آهو کشید****و او را به افسونگری برگز 6_به ما گفته خدمتگذارش شویم ****که مجنون نقش ونگارش شویم. 7_شجاعت،نجابت،اصالت در اوست****ودرباطنش هرچه دارد نکوست. 8_همه نقش زن آبروداری است****قوی بودنش ذانا اجباری است. 9_ومردانگی می چکد از بنش***که دنیا نیرزد به ناخنش. 10_واز مریم حتی مقدس تر است****که از هاجر وساره هم سر تراست 11_وهر حرکتش برکت زندگی است****که مادر یکی وخدا هم یکی است.
دانشمندجهانگیری میناآبادفرزندهلال بیگ فرزند علی مرادبیک فرزندجهانگیربیگ فرزندحسینعلی بیگ فرزند گنجی بیگ فرزندشاه پلنگ بیگ برادرزن میرجمال الدین معروف به میرقره خان ودایی وفرمانده میرمصطفی خان تالش،متولد1343/1/2 ،روستای میناآباد ،بخش عنبران ،شهرستان نمین، استان اردبیل ،محل تحصیلات ابتدایی دبستان نورمیناآباد ومطلعی نمین،محل تحصیلات دوره راهنمایی آموزشگاه شهیدشیردل نمین،محل تحصیل دوره متوسطه دبیرستان شهیدمطهری نمین ازسال 1360الی1363،محل تحصیل دوره کاردانی ازسال1363 الی1365(فوق دیپلم علوم اجتماعی)تربیت معلم شهیدرجایی تبریز،محل تحصیل دوره کارشناسی(لیسانس علوم اجتماعی) آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان ساری، محل تدریس مناطق آموزش وپروش شهرستانهای کوثر - اردبیل- نمین -قائمشهر- رضوانشهروتالش ،سال بازنشستگی 1388،ازدوران کودکی دوستدارفراگیری علم ودانش بوده وهستم واین علاقه باعث انتخاب شغل معلمی وزندگی با کتاب ومطالعه شد ولی به دلیل مشکلات زندگی امکان دامه تحصیل درمقاطع ارشد ودکترا نبود به همین خاطر برای جبران فرصتهای ازدست رفته پس ازبازنشستگی به فکرادامه تحصیل افتادم هرچندکه ادامه تحصیل پس از بازنشستگی هیچ تاثیری در ترفیع شغلی وافزایش حقوق من ندارد وبسیاری از دوستان مرا سرزنش می کنند که چراخودرا بیخودی دراین سن وسال درگیر تحصیل می کنم ولی من درجواب ایشان میگویم که فراگیری علم ودانش برای افزایش علم وآگاهی است نه برای پول وثروت و فراگیری علم ودانش زمان ومکان نمی شناسد.وچون نام کوچک من دانشمنداست باید اسم با مسمی باشم وبه خاطر اسمم هم که شده بایدهمیشه