بهترین هدیه برای مردم کشورموریتانی:
[۶/۲۹, ۱۸:۴۲] Daneshmand: تصویر حکاکیشده جغد با عینک و کتابها در سال ۱۶۲۵ توسط هنرمند هلندی کورنیلیس بلومارت دوم ساختهشدهاست.
در این تصویر، یک جغد دیده میشود که عینک زده، روی یک کتاب بسته نشسته، کنارش کتابی باز است و یک شمع روشن هم در کنارش قرار دارد.
پایین تصویر یک ضربالمثل هلندی نوشتهشده که مفهومش این است:
«وقتی جغد خودش نخواهد که ببیند، شمع و عینک چه فایدهای دارد؟!»
معنای کلی تصویر این است که جغد که معمولا"ٓ نماد خرد و دانایی است، این جا همه ابزار فهمیدن را دارد؛ کتاب، نور شمع و حتی عینک، اما با این حال، تصمیم گرفته که نبیند و نفهمد!
پیامش خیلی ساده و نغز است:
برخی آدمها ممکن است همه ابزاری برای آگاه شدن داشته باشند، ولی تا هنگامی که خودشان نخواهند بفهمند، هیچ ابزار و کتاب و نوری به دردشان نمیخورد!
در واقع این اثر طعنه به کسانی میزند که همه امکانات دانستن برایشان فراهماست ولی آگاهانه نادانی را انتخاب کردهاند؛
گاهی از روی تنبلی، گاهی از روی منفعت و گاهی فقط چون دیدنِ حقیقت برایشان گران تمام میشود.👌🏻
[۶/۲۹, ۱۸:۴۲] Daneshmand: در سال ۱۹۷۳، رئیسجمهور زئیر در آن زمان، ژنرال «موبوتو سسه سکو»، سفری سهروزه به مور یتانی داشت. موریتانی در آن زمان یکی از فقیرترین کشورهای آفریقا بود و اقتصادش بر ماهیگیری، کشاورزی و دامداری استوار بود.
در طول دیدار، موبوتو متوجه شد که میزبانش، رئیسجمهور موریتانی «المختار ولد داداه» – که نخستین رئیسجمهور این کشور پس از استقلال از استعمار فرا نسه بود – در تمام این سه روز یک دست لباس بیشتر نپوشیده است. موبوتو دریافت که او توان خرید لباسهای گرانقیمت و شیک را ندارد.
هنگام خداحافظی در فرودگاه نواکشوط، موبوتو برای آنکه میزبانش شرمنده نشود، چکی به مبلغ ۵ میلیون دلار به دبیر مخصوص رئیسجمهور داد و همراه آن فهرستی از نشانی خیاطان مشهور پاریس که خود لباسهایش را آنجا سفارش میداد، تا رئیسجمهور موریتانی هم بتواند لباسهای رسمی تهیه کند.
بعد از رفتن موبوتو، دبیر مخصوص چک را به رئیسجمهور تحویل داد و گفت: «این هدیه موبوتو است برای شما تا لباس و وسایل آن را از پاریس بخرید.» اما «ولد داداه» بلافاصله چک را به وزیر دارایی داد تا به حساب دولت واریز کند.
اندکی بعد، از همین مبلغ، «مدرسه عالی تربیت معلم» در موریتانی ساخته و تجهیز شد؛ زیرا کشور بهشدت از کمبود معلم و امکانات آموزشی رنج میبرد.
پنج سال بعد، در سال ۱۹۷۸، موبوتو در مسیر بازگشت از آمریکا توقفی در مراکش داشت. وقتی «ولد داداه» باخبر شد، او را به دیداری کوتاه در موریتانی دعوت کرد. در مسیر فرودگاه تا کاخ ریاستجمهوری، موبوتو با تعجب دید که خیابانها پر است از تابلوهایی با نوشتههای عربی و فرانسوی:
«متشکریم زئیر»
«متشکریم موبوتو»
«سپاس از هدیه»
**موبوتو متحیر شد و پرسید: «چه هدیهای دادهام که مردم موریتانی از من تشکر میکنند؟ من تازه رسیدهام و هیچ هدیهای همراه نیاوردهام!»
رئیس «ولد داداه» لبخندی زد و گفت: «این همان هدیه ارزشمند توست. با پنج میلیون دلاری که پنج سال پیش به من دادی، این مدرسه تربیت معلم را ساختیم، چون ملت ما بیش از هر چیز به مبارزه با فقر و بیسوادی نیاز داشت. این هدیه تو به مردم موریتانی بود، نه به من.»
موبوتو او را در آغوش گرفت و گفت: «اگر همه رهبران آفریقا مثل تو بودند، امروز ما مانند اروپا پیشرفته بودیم.»**
ولد داداه پاسخ داد: «من از خزانه دولت حقوق میگیرم و بیمزد کار نمیکنم. این هدیه تو برای ملت است، نه برای من. چگونه میتوانم در بهترین لباسهای دنیا ظاهر شوم در حالیکه مردمم در فقر به سر میبرند؟»
«المختار ولد داداه» – که در سال ۲۰۰۳ درگذشت – به سادهزیستی و پرهیز از تجمل مشهور بود و در خانهای بسیار ساده با سه اتاق زندگی میکرد.
این داستان واقعی هدیهای است به هر دزد و فریبکاری که با شعارهای دروغین میهندوستی و دین، نان مردم فقیر را میرباید و به نام ملت و مذهب، قدرت را برای غارت و نابودی آرزوهای مردم در دست میگیرد.
دانشمندجهانگیری میناآبادفرزندهلال بیگ فرزند علی مرادبیک فرزندجهانگیربیگ فرزندحسینعلی بیگ فرزند گنجی بیگ فرزندشاه پلنگ بیگ برادرزن میرجمال الدین معروف به میرقره خان ودایی وفرمانده میرمصطفی خان تالش،متولد1343/1/2 ،روستای میناآباد ،بخش عنبران ،شهرستان نمین، استان اردبیل ،محل تحصیلات ابتدایی دبستان نورمیناآباد ومطلعی نمین،محل تحصیلات دوره راهنمایی آموزشگاه شهیدشیردل نمین،محل تحصیل دوره متوسطه دبیرستان شهیدمطهری نمین ازسال 1360الی1363،محل تحصیل دوره کاردانی ازسال1363 الی1365(فوق دیپلم علوم اجتماعی)تربیت معلم شهیدرجایی تبریز،محل تحصیل دوره کارشناسی(لیسانس علوم اجتماعی) آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان ساری، محل تدریس مناطق آموزش وپروش شهرستانهای کوثر - اردبیل- نمین -قائمشهر- رضوانشهروتالش ،سال بازنشستگی 1388،ازدوران کودکی دوستدارفراگیری علم ودانش بوده وهستم واین علاقه باعث انتخاب شغل معلمی وزندگی با کتاب ومطالعه شد ولی به دلیل مشکلات زندگی امکان دامه تحصیل درمقاطع ارشد ودکترا نبود به همین خاطر برای جبران فرصتهای ازدست رفته پس ازبازنشستگی به فکرادامه تحصیل افتادم هرچندکه ادامه تحصیل پس از بازنشستگی هیچ تاثیری در ترفیع شغلی وافزایش حقوق من ندارد وبسیاری از دوستان مرا سرزنش می کنند که چراخودرا بیخودی دراین سن وسال درگیر تحصیل می کنم ولی من درجواب ایشان میگویم که فراگیری علم ودانش برای افزایش علم وآگاهی است نه برای پول وثروت و فراگیری علم ودانش زمان ومکان نمی شناسد.وچون نام کوچک من دانشمنداست باید اسم با مسمی باشم وبه خاطر اسمم هم که شده بایدهمیشه