مضرات توسعه و گسترش قبرستان در محیطهای مسکونی گسترش قبرستانها در مجاورت مناطق مسکونی :
مضرات توسعه و گسترش قبرستان در محیطهای مسکونی
گسترش قبرستانها در مجاورت مناطق مسکونی از منظرهای مختلف میتواند پیامدهای منفی جدی به همراه داشته باشد. این مضرات را میتوان در چند محور اصلی دستهبندی کرد:
۱. مخاطرات بهداشتی و زیستمحیطی
آلودگی منابع آب زیرزمینی: تجزیه اجساد و نشت مایعات بدن، در صورت عدم رعایت استانداردهای دفن (عمق کافی، فاصله از آبخوان و عایقبندی)، میتواند سفرههای آب زیرزمینی را آلوده کند. این خطر وقتی جدیتر میشود که قبرستان در خاکهای نفوذپذیر یا نزدیک منابع آب آشامیدنی قرار بگیرد.
آلودگی خاک: تجمع مواد آلی در حال تجزیه و برخی مواد شیمیایی ناشی از مومیاییها، تابوتها و فرآوردههای تدفین، کیفیت خاک را در بلندمدت تخریب میکند.
انتشار گازهای نامطلوب: متان و سایر گازهای حاصل از تجزیه، بهویژه در قبرستانهای قدیمی و اشباعشده، میتواند بوی نامطبوع ایجاد کند و در موارد بسته و تهویهنشده خطر اشتعال نظری نیز وجود دارد.
جوندگان و حشرات: حضور جمعیت فصلی انبوه بازدیدکنندگان و مواد آلی، محیط را برای تکثیر موش، حشرات و عوامل بیماریزا مساعد میکند.
۲. پیامدهای روانی و اجتماعی
کاهش «کیفیت زندگی» ساکنان: زندگی در همسایگی قبرستان، برای بسیاری از افراد حس امنیت روانی را تضعیف میکند و در مواردی هراس از مرگ و اضطراب را در کودکان و سالمندان تشدید میکند.
افت ارزش عاطفی-اجتماعی محله: تصویر ذهنی منفی از محله، تمایل به تعامل اجتماعی و تعلق خاطر ساکنان را کاهش میدهد.
ایجاد فضای سوگ و اندوه دائمی: حضور مداوم دستههای عزاداری، صدای گریه و برگزاری مراسم، بر روحیه و آرامش خانوادههای همجوار تأثیر مستقیم میگذارد.
۳. پیامدهای اقتصادی
کاهش قیمت املاک: نرخ ملک و اجاره در اطراف قبرستانها معمولاً بهطور محسوسی پایینتر از میانگین منطقه است، که این امر ارزش سرمایه ساکنان فعلی را کاهش میدهد.
کاهش جذابیت سرمایهگذاری: رغبت به احداث کسبوکار، رستوران، فروشگاه و خدمات جدید در این محدوده کم میشود و رکود اقتصادی محله را به دنبال دارد.
۴. پیامدهای کالبدی و ترافیکی
تراکم و ازدحام دورهای: در مناسبتهایی مانند پنجشنبه آخر سال و روزهای خاص، محورهای منتهی به قبرستان دچار ترافیک سنگین، پارک حاشیهای غیرقانونی و ازدحام جمعیت میشوند و زندگی روزمره شهروندان را مختل میکنند.
کمبود پارکینگ و فشار بر زیرساختها: خدمات شهری (آب، جمعآوری زباله، نظافت) در این روزها تحت فشار مضاعف قرار میگیرد.
بلندمرتبهسازی و توسعه کارکردههای جانبی: فروشگاههای گل، سنگتراشها و وانتهای حمل اجساد، علاوه بر اشغال فضا، چهره نامناسبی به خیابانهای مسکونی میدهند.
۵. پیامدهای شهری و برنامهریزی
انجماد کاربری زمین: زمینهای اطراف قبرستان که برای توسعه آتی شهر ارزشمند هستند، عملاً از چرخه توسعه مؤثر خارج میشوند.
محدودیت توسعه امکانات شهری: احداث مدرسه، پارک، مراکز درمانی و تفریحی در مجاورت قبرستان هم از نظر کارشناسی نامطلوب است و هم با مقاومت اجتماعی روبهرو میشود.
مغایرت با اصول شهرسازی نوین: در طراحی شهری معاصر، تأکید بر جداسازی کاربریهای مزاحم از مناطق مسکونی و ایجاد «کمربند سبز» بهجای گسترش قبرستان در دل بافت مسکونی است.
راهکارهای جایگزین
انتقال و توسعه قبرستانهای فراشهری در خارج از بافت و حریم مسکونی
استفاده از سردخانهها و گلخانههای شهرستانی برای کاهش اشغال زمین در داخل شهر
ادغام قبرستانهای کوچک و ناکارآمد در یک آرامستان متمرکز مجهز
ایجاد فضای سبز و بافر (نوار حائل) بین قبرستان و بافت مسکونی
نتیجهگیری: گسترش بیضابطه قبرستان در محیط مسکونی، ترکیبی از مخاطرات بهداشتی، آسیبهای روانی-اجتماعی، افت اقتصادی و اختلال کالبدی را به همراه دارد و با اصول توسعه پایدار شهری و حقوق شهروندی در تضاد است. به همین دلیل، در طرحهای جامع و تفصیلی شهرها، قبرستانها بهعنوان «کاربری مزاحم» شناخته میشوند و استقرار و توسعه آنها باید تابع ضوابط سختگیرانه حریم، بهداشت و طراحی شهری باشد.
دانشمندجهانگیری میناآبادفرزندهلال بیگ فرزند علی مرادبیک فرزندجهانگیربیگ فرزندحسینعلی بیگ فرزند گنجی بیگ فرزندشاه پلنگ بیگ برادرزن میرجمال الدین معروف به میرقره خان ودایی وفرمانده میرمصطفی خان تالش،متولد1343/1/2 ،روستای میناآباد ،بخش عنبران ،شهرستان نمین، استان اردبیل ،محل تحصیلات ابتدایی دبستان نورمیناآباد ومطلعی نمین،محل تحصیلات دوره راهنمایی آموزشگاه شهیدشیردل نمین،محل تحصیل دوره متوسطه دبیرستان شهیدمطهری نمین ازسال 1360الی1363،محل تحصیل دوره کاردانی ازسال1363 الی1365(فوق دیپلم علوم اجتماعی)تربیت معلم شهیدرجایی تبریز،محل تحصیل دوره کارشناسی(لیسانس علوم اجتماعی) آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان ساری، محل تدریس مناطق آموزش وپروش شهرستانهای کوثر - اردبیل- نمین -قائمشهر- رضوانشهروتالش ،سال بازنشستگی 1388،ازدوران کودکی دوستدارفراگیری علم ودانش بوده وهستم واین علاقه باعث انتخاب شغل معلمی وزندگی با کتاب ومطالعه شد ولی به دلیل مشکلات زندگی امکان دامه تحصیل درمقاطع ارشد ودکترا نبود به همین خاطر برای جبران فرصتهای ازدست رفته پس ازبازنشستگی به فکرادامه تحصیل افتادم هرچندکه ادامه تحصیل پس از بازنشستگی هیچ تاثیری در ترفیع شغلی وافزایش حقوق من ندارد وبسیاری از دوستان مرا سرزنش می کنند که چراخودرا بیخودی دراین سن وسال درگیر تحصیل می کنم ولی من درجواب ایشان میگویم که فراگیری علم ودانش برای افزایش علم وآگاهی است نه برای پول وثروت و فراگیری علم ودانش زمان ومکان نمی شناسد.وچون نام کوچک من دانشمنداست باید اسم با مسمی باشم وبه خاطر اسمم هم که شده بایدهمیشه