واژه های کتاب (مبانی سیاست تطبیقی )نظام های سیاسی تطبیقی
مؤلف: پاتریک اونیل مترجم :دکترسعیدمیرترابی **آزادسازی اقتصادی) Economic liberalization (:تغییراتی درراستای لیبرالیسم کههدف آن محدودکردن قدرت دولت وافزایش قدرت بازارومالکیت خصوصی دراقتصاداست.**آنارشیسم) Anarchism (:ایدئولوژی سیاسی که برحذف دولت ومالکیت خصوصی,بهعنوان راهی برای دست یابی به آزادی وبرابری برای همگان تاکید می ورزد.**استعمارنو) Neocolonialism (:شکلی غیرمستقیم ازامپریالیسم که درآن کشورهایقدرتمندآشکارابر اقتصادهای کشورهای کمترتوسعه یافته اثرمی گذارند.**استعمار) colonialism (:نظامی امپریالیستی که سرزمین خارجی راازنظرفیزیکی اشغال میکند,ودراین کارازنیروی نظامی,تجارت ومهاجران بهره می گیرد.**استقلال عمل) Autonomy (:به معنای توانایی دولت برای به کارگیری قدرت خودبه صورتمستقل ازمردم است.**اقتدارگرایی بوروکراتیک) Bureaucratic authoritarianism (:نظامی کهدرآن بوروکراسی دولت وارتش دراین باورمشترک اند که رهبری فن سالارانه مبتنی برعقل,عینیتوتخصص حرفه ای می تواندبدون نیازبه مشارکت مردم مشکلات کشورراحل کند.**اقتدارگرایی) Authoritarianism (:نوعی نظام سیاسی که درآن گروهی کوچکازافرادقدرت خودرابردولت اعمال می کنند,بدون آن که درچارچوب هایی قانونی,مسئولیتیدربرابرمردم برعهده گرفته باشند.**اقتصادسیاسی) political economy (:به مطالعه تعامل میان دولت هاوبازارهامی پردازد.**اقتصادغیررسمی) Informal economy (:بخشی ازاقتصادکه درحوزه مقررات ومالیاتگیری دولت قرارندارد.**امپراتوری) Empire (:یک قدرت واحدسیاسی است که برشمارزیادی ازمناطق وسرزنیت هایخارجی وملت های مختلف حاکم است.**امپریالیسم) Emperialism (:نظامی است که درآن دولت قدرت خودرابه منظورکنترلمستقیم سرزمین,منابع ومردم خارج ازمرزهایش,افزایش می دهد.**انحصار) Monopoly (:یعنی تولیدکننده ای واحددرزمینه تولیدیک کالایاعرصه خدماتیخاص بربازارتسلط یافته وزمینه رقابت موثرراازبین ببرد.**ایدئولوژی سیاسی) Political ideology (:به معنای ارزش های اصلی هرنفردربارهاهداف اصلی سیاست یابرقراری تعادل آرمانی میان آزادی وبرابری است.**بازار) Market (:تعامل میان نیروهای عرضه وتقاضاست که به تخصیص منابع می پردازد.**بازاری سازی) Marketization (:به معنای ایجادنیروهای بازاری عرضهوتقاضادرکشوراست.**بانک مرکزی) Central bank (:نهادی دولتی است که به کنترل حجم پول درجریاناقتصادمی پردازد,ودرعین حال هزینه قرض گرفتن پول رادراقتصاد)نرخ بهره(تعیین می نمابد.**بخش خدمات) Service sector (:معرف کارهایی است که درآن هاکالاهایی ملموستولیدنمی شود.**برابری قدرت خرید) purchasing-power parity (:ابزاری آماری است که ازطریقآن تلاش می شودقدرت خریددرآمدی افراددرکشورهای مختلف تخمین زده شودبرای این کاربهایکالاهای مختلف درایالات متحده به عنوان بهای پایه درنظرگرفته می شود.**برنامه اصلاحات ساختاری) Structural adjustment program (:خط مشیآزادسازی اقتصادی است که توسط کشورهادرازای برخوردارشدن ازحمایت مالی سازمان هایلیبرالی بین المللی به اجرادرمی آید.این برنامه به طورمعمول خصوصی سازی شرکت هایدولتی,پایان دادن به یارانه ها,کاهش موانع تعرفه ای,کوچک کردن دولت واستقبال ازسرمایه گذاریهای خارجی رادربرمی گیرد.**برنامه ریزی متمرکز) Central planning (:نظامی اقتصادی است که درآن دولتبابرنامه ریزی درباره آنچه که بایدتولیدشودوحجم آن به تخصیص منابع می پردازد.دولت همچنیندرباره بهای نهایی کالاها ومحل فروش آن هابرنامه ریزی می کند.**پاتریمونیالیسم) patrimonialism (:ترتیباتی که درآن حاکم به مجموعه ای ازهواداران برگزیده دولت اتکا می کندوآن هادرازای تقویت خواست واراده فردحاکم ازمنافعی مستقیم بهرهمند می شوند.**پروستوریکا) perestorika (:ازنظرلغوی به معنای تجدیدساختار است.خط مشی آزادسازیسیاسی واقتصادی است که دراواخردهه 0891 دراتحادجماهیرشوروی به اجرادرآمد.**تابعیت) Citizenship (:معرف رابطه هرفردبادولت است.دراین رابطه شهروندان برای وفاداریبه دولت سوگند می خورندودولت نیزدرازای آن تعهدکرده که حقوق شهروندان راتأمین کند.**تعرفه) totalitarianism (:مالیاتی است که برکالاهای وارداتی وضع می شود.**تفکیک قوا) separation of power (:به معنای تقسیم آشکارقدرت میان شاخه هایمختلف حکومت وقائل شدن ترتیبات لازم برای هرشاخه حکومت است که بتواندقدرت دیگرشاخههارامهارکند.**تمامت خواهی) Traditional legitimacy (:نظامی اقتدارگرابایک ایدئولوژیقدرتمنداست که برای ایجادتغییردرجنبه های بنیادین دولت,جامعه واقتصادتلاش می کندودراین راهطیف گسترده ای ازسازمان هابه همراه توسل به زوررابه کارمی گیرد.**تندروی) Radicalism (:نوعی نگرش سیاسی است که درآن ازتغییرات شدیدواغلب انقلابیحمایت می شود.**توانایی) Capacity (:به معنای توانایی دولت درانجام وظایف اساسی خودهمچون دفاعازقلمرو,وضع واجرای قوانین,جمع آوری مالیات ومدیریت اقتصاد است.**تورم افسارگسیخته) Hyperinflation (:تورمی که نرخ آن درطول یک ماه به01 درصدبرسدوبیش ازدوماه متوالی ادامه پیداکند.**تورم) Inflation (:به معنای فزونی تقاضانسبت به عرضه است که نتیجه آن افزایش سطح عمومیقیمت کالاهاوخدمات وکاهش ارزش پولی رایج کشورمی باشد.**تولیدناخالص داخلی) Gross domestic product (:مجموع ارزش بازاری تمامکالاهاوخدماتی که درکشوردردوره زمانی یکساله تولید می شود.**تولیدناخالص ملی) Gross national product (:مجموع ارزش بازاری تمام کالاهاوخدماتی است که به وسیله ساکنان یک کشورتولیدمی شود.این شاخصدرآمدهایی که ازخارج بهدست می آیدرانیزدربرمی گیرد.**جامعه مدنی) Civil society (:سازمان هایی که دولتی نیستند,وبه مردم درشناخت وپیشبردمنافعشان کمک می کنند.**جامعه) society (:یک سازمان پیچیده انسانی است که مجموعه ای ازافرادراکه به واسطهنهادهایی مشترک به یکدیگرپیوند خورده اند,دربرمی گیرد.این نهادهابه تعیین روابط میان افراددرآنجامعه می پردازند.**جایگزینی واردات) Import substitution (:نوعی استراتژی برای دست یابی بهرشداقتصادی است که درآن یک کشوربه منظورافزایش تقاضابرای کالاهای تولیدداخل وارداترامحدودمی کنند.**جمهوریت) Rent-seeking (:نوعی دموکراسی غیرمستقیم است که درآن برتفکیکقوادرداخل دولت ونمایندگی مردم توسط مقام های منتخب تأکیدمی شود.**جهانی شدن) Globalization (:به معنای روندگسترش وتشدیدپیوندحامیان دولتها,جوامع واقتصادهاست.**حاکمیت) sovereignty (:توانایی یک دولت درانجام اقدامات یااجرای خط مشی هادرداخلقلمروخودبه صورت مستقل ازبازیگران خارجی ورقیبان داخلی است.**حامی پروری) Clientalism (:روندی که درآن دولت افرادی راازدرون جامعه انتخاب کردهبه آن هابرتری هایی خاص می دهد ویااینکه به فردی خاص یاگروهی کوچک,تمایل پیدامی کند.این گونه اقدامات رادولت درازای کسب حمایت عمومی انجام می دهد.**حق قانون گذاری عمومی) Initiative (:نوعی رأی گیری که فراخوان آن به وسیله شماریازاعضای جامعه وباهدف نظرخواهی درباره پیشنهادی خاص صورت می پذیرد.**حقوق مدنی) Civil rights (:حقوق فردی که براساس قانون اساسی ورژیم سیاسی بهوجودآمده است.**حکومت تک حزبی) One party rule (:حکومت بایک حزب سیاسی که درآن فعالیتدیگراحزاب ممنوع ویاازقدرت کنارزده شده است.**حکومت شخصی) personal rule (:حکومت رهبری واحدکه درآن رژیم یاقواعدیمشخص رهبررامحدود نمی کند**حکومت قانون) Rule of law (:نظامی است که درآن همه افرادوگروه هاوازجملهافرادداخل حکومت صرفنظرازقدرت واقتدارشان دربرابرقانون هستند.**حکومت نظامیان) Military rule (:حکومت یک یاچندمقام نظامی که بیشترباکودتابهقدرت رسیده اند.**حکومت) Government (:به معنای رهبران یانخبگانی است که دولت رااداره می کند.**حوزه انتخاباتی تک عضوی) single member district (:حوزه ای انتخاباتی استکه تنهادارای یک کرسی است.**حوزه انتخاباتی چندعضوی) Multy-member district (:حوزه ای انتخاباتی استکه بیش ازیک کرسی به آن اختصاص یافته است.**خرده اعتبار) Microcredit (:نظامی مالی که براساس آن وام هایی کوچک ازراه گروه هایوام گیرنده به افرادفقیرداده می شود,واعضای این گروه هابه طورمشترک مسئولیت بازپرداخت وامهارابر عهده دارند.**خصوصی سازی) privatization (:به معنای انتقال دارایی های تحت کنترل دولت به بخشخصوصی است.**دادگاه قانون اساسی) Constitutional court (:عالی ترین نهادقضایی درنظام سیاسیاست درباره احتمال نقض قانون اساسی ازراه مقررات وسیاست ها,تصمیم گیری]وحکم صادر[میکند.**دفترسیاسی) politburo (:نهادمافوق سیاست گذاری واجرایی درحزب کمونیست به شمارمیآید.**دموکراسی پیشرفته) Advanced democracy (:کشوری که دموکراسی درآن نهادینهشده وبه سطحی بالاازتوسعه اقتصادی رسیده است.**دموکراسی غیرمستقیم) Indirect democracy (:نوعی دموکراسی که درآن نمایندگانمردم مسؤول تصمیم گیری های حکومتی هستند.**دموکراسی مستقیم) Direct democracy (:نوعی دموکراسی که به مردم اجازه میدهدتابه طورمستقیم درتصمیم گیری های حکمت شرکت کنند.**دموکراسی) Democracy (:نظامی سیاسی که درآن قدرت سیاسی مستقیم ویاغیرمستقیم بهوسیله مردم اعمال می شود.**دولت حزبی) party-state (:نظامی که درآن قدرت به طورمستقیم ازحزب سیاسی حاکم)بهطورمعمول یک حزب کمونیستی(به دولت جریان پیدامی کندوازاین راه ساختارهای حکومتیکنارگذاشته می شود.**دولت شکست خورده) Failed states (:دولتی آنچنان ضعیف که ساختارهای سیاسی آنفروپاشیده وهرج ومرج وخشونت رابرجاگذاشته است.**دولت ضعیف) weak state (:دولتی است که درخصوص انجام درست وظایف اصلی اشهمچون دفاع ازقلمرو,ایجادواجرای قوانین,جمع آوری مالیات واداره اقتصادکشوربامشکل مواجهاست.**دولت قوی) strong state (:دولتی که قادراست وظایف اصلی خودهمچون دفاعازقلمرو,ایجادواجرای قوانین,جمع آوری مالیات واداره اقتصادرابه انجام برساند.**دولت ملی) Nation- state (:دولتی که ملتی غالب رادربرمی گیردوادعای نمایندگی وتجسمبخشیدن به آن ملت رادارد.دولت یکپارچه(:دولتی است که درآن بخش اعظم قدرت سیاسی درسطح ملی وجودداردوبخشاندکی ازآن به سطوح محلی واگذارشده است.**دولت) state 0:سازمانی است که انحصارکاربردزوررادرقلمرویی مشخص :)دراختیاردارد. 2:مجموعه ای ازنهادهای سیاسی است که به ایجاد واجرای خط مشی خاصخوددرارتباط باآزادی وبرابری می پردازد.**رانت جویی) Regulations (:روندی است که طی آن رهبران سیاسی اساساًبخش هاییازدولت رابه حامیان خوداجاره می دهندودرنتیجه ,این افرادکنترل کالاهای همگانی که بایدبه شیوهای غیرسیاسی درجامعه توزیع شود,رادردست می گیرند.**رسیدگی انتزاعی) Abstract review (:نوعی رسیدگی قضایی است که به دادگاه قانوناساسی این امکان رامی دهد که درباره مسائلی که ازاختلافات حقوقی واقعی پدیدنیامده است,حکمصادرکند.**رسیدگی عینی) Concrete review (:نوعی رسیدگی قضایی که به دادگاه قانون اساسیامکان می دهدتابرمبنای اختلاف های واقعی حقوقی حکم صادرکند.**رسیدگی قضایی) Judicial review (:ساذوکاری که دادگاه هاباآن به بررسی اقداماتحکومت پرداخته ومی توانند اقداماتی راکه ناقض قانون اساسی است,تغییردهند.**رفتارگرایی) Behaviourism (:جنبشی درحوزه علم سیاست درخلال دهههای 0801 و 0891 بودکه قصدداشت نظریه هایی عمومی درباره رفتاردهدکه بتوان آن هارادربارهتمامی کشورهابه کاربرد.**روش کمی) Quantitative method (:به معنای مطالعه شمارزیادی ازنمونه ها,بابهرهگیری ازداده های آماری است.**روش کیفی) Qualitative method (:به معنای مطالعه شمارمحدودی ازنمونه هابابررسیهای عمیق است.**روش مقایسه ای) Comparative method (:روشی است که باآن,اندیشمنداناجتماعی به مقایسه نمونه های مختلف بایکدیگرمی پردازند.**ریاست حکومت) Head of government (:مقامی اجرایی که به وظایف روزمره ادارهدولت می پردازدازجمله این وظایف می توان به تدوین واجرای سیاست اشاره کرد.**ریاست دولت) Head of state (:مقامی اجرایی که به عنوان نماد ونماینده ملت,ازبعدملیوهم ازبعدبین المللی کارمی کند.**سازمان های غیردولتی) Nongovernmental organization (:به معنای یکگروه ملی یابین المللی مستقل ازهردولتی که اهداف سیاسی خاص رادنبال می کندوبه تقویتمشارکت عمومی می پردازد.**سافریج) Suffrage (:به معنای حق رأی دادن است.**ستیزه قومی) Ethnic conflict (:ستیزه ای که درآن گروه های قومی مختلف,برای دستیابی به اهداف سیاسی یااقتصادی باهزینه طرف مقابل,به کشمکش بایکدیگرمی پردازند.** ملی) National conflict (:ستیزه ای که درآن یک یاچندگروه موجوددریککشور,آمال سیاسی آشکاری رادراستقلال سیاسی دنبال می کنند,ودرنتیجه بایکدیگردرگیرمی شوند.**سرمایه داری همپالگی ها) Crony capitalism (:نظامی اقتصادی که دارایی هایارزشمنددولت ومنابع ]جامعه[ رادراختیارگروهی کوچک ازنخبگان که رابطه نزدیکی باحکومتدارندقرارمی دهد.**سرمایه داری) Capitalism (:نظامی تولیدی برمبنای مالکیت خصوصی وبازارآزاداست.**سرمایه گذاری مستقیم خارجی) Foreign direct investment (:به معنایخریددارایی هادریک کشوربه وسیله شرکتی خارجی است.**سهمیه) Quota (:موانعی غیر تعرفه ای است که به واسطه آن میزان کالاهایی که به یککشورواردمی شود,محدودمی گردد.**سوسیال دموکراسی) Societal democracy نظامی سیاسی واقتصادی است که - :)درآن ازطریق کنترل اقتصادتوسط دولت وتدارک هزینه های اجتماعی,میان آزادی وبرابری تعادلبرقرارمی شود. 2 یک ایدئولوژی سیاسی است که به حمایت ازچنین نظامی می پردازد. -**سیاست مقایسه ای) Comparative politics (:به معنای مطالعه ومقایسه سیاست داخلیکشورهای مختلف بایکدیگراست.**سیاست) politics (:مبارزه درون گروهی برای کسب قدرت که به واسطه آن فردیاگروهیازافرادتوانایی تصمیم گیری برای گروهی بزرگترراپیدامی کند.**شاخص توسعه انسانی) Human development index (:ابزاری آماری که بهوسیله آن مجموع ثروت,بهداشت وسطح دانش مردم یک کشورارزیابی شود.**شاخص جینی) Gini index (:فرمولی آماری که به اندازه گیری میزان نابرابری درجامعه میپردازد.این شاخص ازصفرتاصددرجه بندی شده است.عددصفربه معنای برابری کاملوعددصدمعرف نابرابری تمام عیاردرکشورموردنظراست.**شایسته سالاری) Meritocracy (:اقتداری سیاسی که برمبنای اندیشه,استعدادوموفقیتبرپاشده است.**شبه دموکراسی) Quasi democracy (:به معنای حکومت رهبران منتخب ازطریق رویههایی است که ازنظرمشروعیت دموکراتیک زیرسؤال هستند.شرکت **چندملیتی) Multinational corporation (:شرکت هایی که کالاهاوخدمات خودرادربیش ازیک کشورتولید,توزیع وبازاریابی می کنند.**شوک درمانی) shok theory (:روندی سریع ازبازاری سازی است.**صنعتی شدن مبتنی برصادرات) Export-oriented industrialization (:استراتژی مرکانتیلیستی برای دست یابی به رشداقتصادی است که طیآن یک کشوردست یابی به فناوری هاوایجادصنایعی رادنبال می کندکه به ویژه برای بازارصادراتیسودمنداست.**فاشیسم) fascism (:ایدئواوژی سیاسی است که بحث برتری وکهتری گروه های مختلف مردم راطرح می کند,وبراین نکته پامی فشاردکه به منظورایجاددولتی قدرتمندسطوح آزادی وبرابریدرجامعه بایدکاهش یابد.**فدرالیسم) Federalism (:نظامی که درآن اختیارات مشخص دولت همچون جمع آوری مالیات,قانون گذاری وتأمین امنیت به نهادهای منطقه ای یامحلی واگذارمی شود.**فراصنعتی شدن) postindustrialization (:به معنای دگرگونی است که درخلال نیمهدوم قرن گذشته ازاقتصادبه کلی متکی برصنعت وتولیدبه اقتصادی صورت گرفت که درآنبیشترافراددربخش خدمات سرگرم کارهستندوبیشترین قسمت منابع اقتصادی نیزازاین بخش به دستمی آید.**فرامدرن) postmodern (:مجموعه ای ازارزش هاکه برمحورملاحظات کیفیت زندگیقرارداشته وبه اهداف مادی توجه کمتردارد.**فرهنگ سیاسی) political culture (:هنجارهای اصلی فعالیت سیاسی درجامعه است.**قوۀ مجریه) Executive (:بخشی ازحکومت است که به اجرای قوانین وسیاست های دولتمی پردازد.**قوۀ مقننه) Legislature (:بخشی ازحکومت که وظیفه تدوین قوانین رابرعهده دارد.**قومیت ،(هویت قومی) Ethnicity(ethnic identity (:دربرگیرنده ویژگیهاونهادهایی اجتماعی است که سبب تفاوت فرهنگی گروهی ازمردم بادیگرگروه هامی شود.**کارتل) Cartel (:گروهی کوچک ازتولیدکنندگان که هریک ازآن هاتوانایی تسلط بربازارراندارندوبه همین علت بایکدیگرهم دست می شوند.**کالاهای همگانی) public goods (:کالاهایی هستندکه مورداستفاده اکثریاهمه افرادجامعهقرارمی گیرندبه گونه ای که هیچ فردیاسازمان خصوصی امکان تملک آن هاراندارد.**کشورتازه صنعتی شده) Newly industrializing country (:کشوری کهدرگذشته کمترتوسعه یافته به شمارمی آمده وامروزرشددرخورملاحظۀ اقتصادی پیداکردهودرمسیربرقراری دموکراسی حرکت کرده است.**کشورکمترتوسعه یافته) Less developed country (:کشوری که توسعهدرخورتوجه اقتصادی یانهادینگی سیاسی یاهردوراتجربه نکرده است.**کشور) country (:واژه ای است که برای اشاره به دولت ,حکومت,رژیم ومردمی که دردرونآن نظام سیاسی به سرمی برند,به کاربرده می شود.**کمونیسم) communism نظامی سیاسی که درآن تمامی ثروت ها ومالکیت های جامعه - :)حالت اشتراکی پیدامی کندتاازاین راه استثمارسرکوب ودرنهایت نیازبه نهادهایی سیاسی همچون دولت ازمیان برود. *ایدئولوژی سیاسی است که ازبرپایی چنین نظامی هواداری می کند. -**کمیته مرکزی) central committee (:نهادی است که همچون قوه مقننه درحزب کمونیست عمل می کند.**کودتا) coup detat (:حرکتی که درآن نیروهای نظامی,حکومت رابابه کارگیری زورکنترل می کنند.**کورپوراتیسم نو) Neocorportism (:نظامی ازسیاست گذاری برمبنای سوسیال دموکراسی است که درآن شماری محدودازسازمان های کارفرمایی وکارگری به همراه دولت به سیاستگذاری اقتصادی می پردازد.**کورپوراتیسم) corporation (:روشی ازیارگیری که درآن نظام اقتدارگرا,شماری محدودازسازمان هارابرای نمایندگی منافع عموم به وجود می آورد,ویابه آن هامجوزفعالیت میدهد.بدین ترتیب سازمان های دیگرکه به وسیله دولت به وجودنیامده ویامجوزلازم رادریافت نکردهاند,ازنمایندگی منافع محروم می گردند.**کیش شخصیت) personality cult (:به معنای تقویت کردن بزرگ نمایی چهره رهبریاقتدارگرا,نه فقط به عنوان مقامی سیاسی بلکه به عنوان فردی که تجسم بخش روح یک ملتاست.براین اساس رهبررادارای استعدادهای عقلی وقدرتی فراتر ازمردم معمولی تصورکرده وبه همینعلت تصویری تاحدودی مذهبی ازوی به نمایش درمی آید.**گلاسنوست) Glasnost (:ازنظرلغوی به معنای بازشدن فضاست.سیاستی ازآزادسازی فضای سیاسی دراتحادجماهیرشوروی بودکه دراواخردهه 1980 به اجراگذاشته شد.**لسه فر) Laissez-faire (:اصلس است که برپایه آن اقتصادبایداجازه انجام هرآنچه راکه میخواهدداشته باشد.نظامی لیبرال است که درآن مداخله دولت دراقتصادبه حداقل می رسد.**لیبرال دموکراسی) Liberal democracy (:نظامی که به تقویت مشارکت,رقابت وآزادی می پردازدوبرآزادی فردی درحقوق مدنی تأکیدمی کند.**لیبرالیسم) Liberalism 0 نگرشی سیاسی که به دگرگونی تدریجی وتکاملی علاقه منداست. 2- ایدئولوژی ای سیاسی که ازتأثیرمحدوددولت درجامعه واقتصادحمایت می کند,واولویتی -بالابرای آزادی سیاسی واقتصادی فردی قائل است. 3 نظامی سیاسی اقتصادی که به 3-تأثیرمحدوددولت دراقتصادعلاقه مند است.**مالکیت) property (:کالاها وخدماتی رادربرمی گیردکه به طورپنهان وآشکار,تحت تملکفردیاگروه قراردارند.**محافظه کاری) conservatism (:نگرشی سیاسی که به تغییر]درجامعه[بادیده تردید مینگردوازنظم موجودحمایت می کند.**مدرن) Modern (:پدیده ای است باویژگی های سکولار,عقلانی,مادی گرا,تکنولوژیکیوبوروکراتیک که درآن تأکیدی بیشتربرآزادی فردی نسبت به گذشته دیده می شود.**مراجعه به آرای عمومی) plebiscite (:نوعی رأی گیری غیرالزام آوراست که حکومت فراخوان آن رااعلام کرده وطی آن رأی دهندگان نظرموافق یامخالف خودرادرارتباط بایک پیشنهاداعلام می کنند.**مرکانتیلیسم) Merchantilism (:نوعی نظام سیاسی اقتصادی است که درآن قدرت ملی -اهمیتی زیادداردواقتصادداخلی ابزاری است که دراساس بایددرخدمت نیازهای دولت قرارگیرد.**مزیت نسبی) comparative advantage (:به معنای توانایی یککشوردرتولیدکالایادادن خدماتی خاص به شیوه ای موثرترازکشورهای دیگردرتولیدهمان کالایاخدمات است.**مشروعیت سنتی) unicameral system (:مشروعیتی است که جنبه های یازسیاست رابه این خاطرکه درخلال دوره ای طولانی اززمان نهادینه شده اندموردپذیرش قرار میدهد.**مشروعیت عقلانی قانونی) - Rational-legal legitimacy (:مشروعیتی است کهبرمبنای نظامی ازقوانین ورویه هاکه به شدت نهادینه شده اندقراردارد.**مشروعیت کاریزماتیک) Charismatic legitimacy (:این مشروعیت برمبنای نیرویاندیشه هایی است که شخص رهبرطرح کرده است.**مشروعیت) Legitimacy (:ارزشی که به واسطه آن نهادی به وسیله مردم به عنوان نهادیدرست ومناسب پذیرفته می شود.ودرنتیجه به آن نهاداقتداروقدرت داده می شود.**ملت) Nation (:به معنای گروهی ازافرادکه به واسطه مجموعه ای ازآمال سیاسی وازجمله مهمترین آنهایعنی کسب استقلال به یکدیگرپیوندخورده اند**.ملی گرایی) Nationalism (:احساس غرورناشی ازوابستگی به گروهی ازمردم وباوراین که آنهاسرنوشت سیاسی واحدومنحصربه فردی دارند.**موانع غیرتعرفه ای) nontariff barriers (:خط مشی هاومقرراتی که برای محدودکردن واردات ازراه روش هایی به غیرازوضع مالیات به اجرادرمی آیند.**نارسایی دموکراتیک) Democratic deficit (:به معنای ازبین رفتن کنترل دموکراتیک درنتیجه انتقال توانایی دولت به نهادی فراملی است که بااستقلال عمل بالایی رفتارکند.**نامن کلاتورا) Nomenklatura (:مشاغل به لحاظ سیاسی حساس مهم دردولت,جامعه یااقتصادکه به وسیله افرادبرگزیده یاتأییدشده حزب کمونیست پرمی شد.**نخستین عبورکننده ازخط پایان) first past the post (:نوعی نظام انتخاباتی که درآنخودنامزدهادرحوزه های انتخاباتی یک کرسی بایکدیگررقابت می کنند.رأی دهندگان نیز به انتخابنامزددلخواه خود می پردازند.هرنامزدی که بیشترین سهم آرای آن حوزه رابه خوداختصاصدهدکرسی مربوط راازآن خودخواهدکرد.**نظام انتخاباتی) Electoral system (:مجموعه ای ازمقررات است که شیوه ریخته شدن آرا,شمارش ونتیجه گیری ازآن هارابرای تعیین تکلیف کرسی های پارلمان مشخص می کند.**نظام بین دولتی) Intergovermantal system (:نظامی که درآن دویاشماریبیشترازکشورهادرباره مسائلی خاص همکاری می کنند.**نظام تک مجلسی) unitary state (:نظامی است که درآن قوه مقننه,یک مجلس رادربرگیرد.** دومجلسی) Bicameral system (:نظامی سیاسی است که قوه مقننه آن متشکلازدومجلس است.**نظام ریاست جمهوری) presidential system (:نظامی سیاسی است که درآن نقش نهادهای مربوط به رئیس دولت وحکومت دریک فرداجرایی بایکدیگرترکیب شده اند.**نظام سیاسی اقتصادی) - political-economic system (:به معنای روابط میان نهادهایسیاسی واقتصادی درکشوری مشخص وهمچنین خط مشی هاوپیامدهایی که براثراین روابط پدیدمیآید.**نظام شبه ریاست جمهوری) semi-presidential system (:نظامی اجرایی است کهطی آن قدرت میان دومقام اجرایی قدرتمندیعنی ئیس جمهورونخست وزیرتقسیم می گردد.**نظام فراملی) Tairff (:نظامی بین المللی است که قدرت های موجوددرآن بردولت عضوبرتریدارند.**نظام مختلط)انتخاباتی() Mixed(electoral)system (:نوعی نظام انتخاباتی که ازترکیبنظام هایی به نام نخستین عبورکننده ازخط پایان ونظام تناسبی استفاده می کند.**نظام نخست وزیری) prime ministerial system (:نوعی نظامی سیاسی است که درآننقش های رئیس دولت ورئیس حکومت به افراداجرایی جداگانه ای تفویض می شود.**نظریه نوسازی) Modernization theory (:نظریه ای است که براساس آن جوامع به موازات حرکت درمسیرتوسعه ,مجموعه ای ازویژگی های مشترک ازجمله دموکراسی وسرمایه داری راپیدامی کنند.**نگرش سیاسی) political attitude (:دیدگاه هایی تبیین شده درارتباط باسرعت وروشهایی که تغییرسیاسی درجامعه موردنظربه اجرادرمی آید.**نمایندگی تناسبی) proportional representation (:نوعی نظامی انتخاباتی است که درآن احزاب سیاسی درحوزه های انتخاباتی چندعضوی بایکدیگررقابت می کنند.دراین میان رأیدهندگان درمیان احزاب رقیب به انتخاب می پردازندوکرسی های موجوددرحوزه انتخاباتی نیز,به تناسب نتایج انتخابات به افراداختصاص پیدامی کند.**نهاد) Institition (:سازمان یافعالیتی است که دوام آن متکی به خودش است وارزش گذاری آننیزبرمبنای خودش انجام می شود.**هزینه های اجتماعی) social expenditures (:به معنای تأمین خدمات همگانی چون آموزش ,بهداشت,حمل ونقل و...توسط دولت است .**همگرایی) Integration (:روندی که درآن دولت هاحاکمیت خودرابه شراکت میگذارند,وازبخشی ازاختیارات خاص خودشان به منظوردست یابی به مزایای مشترک سیاسی,اقتصادی یااجتماعی,چشم می پوشند.**همه پرسی) Referendum (:نوعی انتخابات درسطح ملی که حکومت فراخوان مربوط به آنرااعلام می کند وموضوع آن نیزپرداختن به پیشنهادی مشخص واغلب تغییردرقانون اساسی است .**هویت ملی) National identity (:احساسی ازوابستگی به یک ملت وباورآمال سیاسی آن ملت است.**واپس گرایی) Reactionism (:نوعی نگرش سیاسی است که به دنبال اعاده نهادهای مربوط به یک نظم واقعی یاخیالی مربوط به گذشته است.**واگذاری قدرت) Devolution (:روندی که درآن قدرت سیاسی به سطوح پایین تردولت وحکومت انتقال داده می شود.**وضع مقررات) Regime (:قانون ویادستوری است که ازطریق آن مرزهای مربوط به رویه ای مشخص تعیین می گردد.**وطن پرستی) Patriotism (:احساس غرورفردبه کشورش است .**یارگیری کردن) Cooptation (:روندی که درآن افرادرابطه ای سودآوربادولت برقرارکرده,وبااین رابطه مزایایی مشخص ازدولت دریافت می کنند.
آ
دانشمندجهانگیری میناآبادفرزندهلال بیگ فرزند علی مرادبیک فرزندجهانگیربیگ فرزندحسینعلی بیگ فرزند گنجی بیگ فرزندشاه پلنگ بیگ برادرزن میرجمال الدین معروف به میرقره خان ودایی وفرمانده میرمصطفی خان تالش،متولد1343/1/2 ،روستای میناآباد ،بخش عنبران ،شهرستان نمین، استان اردبیل ،محل تحصیلات ابتدایی دبستان نورمیناآباد ومطلعی نمین،محل تحصیلات دوره راهنمایی آموزشگاه شهیدشیردل نمین،محل تحصیل دوره متوسطه دبیرستان شهیدمطهری نمین ازسال 1360الی1363،محل تحصیل دوره کاردانی ازسال1363 الی1365(فوق دیپلم علوم اجتماعی)تربیت معلم شهیدرجایی تبریز،محل تحصیل دوره کارشناسی(لیسانس علوم اجتماعی) آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان ساری، محل تدریس مناطق آموزش وپروش شهرستانهای کوثر - اردبیل- نمین -قائمشهر- رضوانشهروتالش ،سال بازنشستگی 1388،ازدوران کودکی دوستدارفراگیری علم ودانش بوده وهستم واین علاقه باعث انتخاب شغل معلمی وزندگی با کتاب ومطالعه شد ولی به دلیل مشکلات زندگی امکان دامه تحصیل درمقاطع ارشد ودکترا نبود به همین خاطر برای جبران فرصتهای ازدست رفته پس ازبازنشستگی به فکرادامه تحصیل افتادم هرچندکه ادامه تحصیل پس از بازنشستگی هیچ تاثیری در ترفیع شغلی وافزایش حقوق من ندارد وبسیاری از دوستان مرا سرزنش می کنند که چراخودرا بیخودی دراین سن وسال درگیر تحصیل می کنم ولی من درجواب ایشان میگویم که فراگیری علم ودانش برای افزایش علم وآگاهی است نه برای پول وثروت و فراگیری علم ودانش زمان ومکان نمی شناسد.وچون نام کوچک من دانشمنداست باید اسم با مسمی باشم وبه خاطر اسمم هم که شده بایدهمیشه