خداوند در حالی که می توانست انسان ها را با خصلت های یکسانی خلق کند، چنین نکرده و آنها را از جهات مختلف، گوناگون آفرید تا با محبّت و دوستی در کنار هم زندگی کنند
به غیراز آدمیان، تمام مخلوقات، «عائله و وابستگان خداوند» نامیده شده اند و دوست داشتنی ترین بنده نزد خدا، آن است که به آفریدگان، نفع برساند و شادشان گرداند.

دیگران، مانند خود تو هستند و از این رو، آنچه بر خود می پسندی بر دیگران بپسند و آنچه بر خود روا نمی داری، برای دیگران روا مدار.

در هر جامعه انسانی، در هر زمان (چه گذشته و چه آینده) و در هر مکانی (چه در زمین و چه در مرّیخ)، اگر اخلاق نباشد، زندگی، معنا، لطافت، زیبایی و شکوفایی نخواهد داشت.

اخلاق، راه و رسم زندگی کردن و نحوه ارتباط و تعامل با دیگران را به ما می آموزد و این، بهتری قوانین بشری است.

اصول اخلاقی بازتاب گسترده ای دارد که حاکی از تأثیر عمیق اخلاق در زندگی فردی و جمعی انسان هاست
در این مجال، به اصول کلّی اخلاقی در زندگی با دیگران پرداخته می شود، بدون در نظر گرفتن تقسیم بندی هایی نظیر: طبقه اجتماعی، جنسیّت، قومیت، نسبت، ایمان و کفر، سن، دوستی و دشمنی، و ...؛ ارزش ها و قواعد اخلاقی، جنبه انسانی و جهانی دارند و فراتر از زمان و مکان  طرّاحی شده اند.

فضایل و رذایل اخلاقی غالباً با یکدیگر مربوط اند؛ امّا ما در این جا «بایدها» و «نبایدها»ی اخلاقی در روابط (زندگی) با دیگران را به تفکیک می آوریم.

الف-بایدها:

1-خوش نیّتی: هر که خوش نیّت گردد، پاداشش فراوان و زندگی اش خوش می گردد و دوستی اش لازم می شود.1

2- خوش گمانی: هر که به مردم خوش گمان (خوش بین) گردد، دوستی آنان را به دست می آورد.2

3-خوش خویی: خواستار همدمی مردم شدم، پس آن را در خوش خویی یافتم.
4-خوش رفتاری: با خوش رفتاری، رفیقان اُنس می گیرند.

5-گشاده رویی: گشاده رویی، عامل دوستی است.

6-احترام: احترام میان خود و برادرت را از بین مَبر و چیزی از آن بگذار؛ زیرا از میان رفتن آن، از میان رفتن شرم است و بر جای بودن احترام، بر جای بودن دوستی است.

7-فروتنی: ثمره فروتنی، دوستی است7

8-وفاداری: وفاداری، عامل الفت گرفتن است.

9-انصاف: با انصاف، برادری ادامه می یابد.

10- راستگویی: شخص راستگو با راستگویی خود، سه چیز را به دست می آورد: اعتماد، دوستی و شُکوه (شخصیت).

11- سخاوت: بخشندگی، دوستی را جلب می کند و اخلاق را زینت می بخشد.

12- فراموش کردن بدی ها: بدی های برادران را فراموش کن تا دوستی شان را پایدار کنی.

13- دید و بازدید: دید و بازدید، محبّت را می رویاند.

14-هدیه دادن: به یکدیگر هدیه بدهید؛ زیرا کینه ها را می زداید.

15- سلام دادن: خداوند، اطعام کردن مردم و رواج دادن سلام را دوست دارد.

16- دست دادن: با یکدیگر دست بدهید تا کینه از دل هایتان برود.

17-خیرخواهی: خیرخواهی، دوستی و محبّت به بار می آورد.

18- اعلام دوستی: هر گاه یکی از شما یار یا برادرش را دوست داشت، او را از آن، باخبر کند.

19-مدارا: سلامت دین و دنیا، در مدارا کردن با مردم است.

20- ادب: مردم به ادب نیکو نیازمندترند تا به سیم و زر.

21- برآوردن نیاز و کمک و یاری: هر که در پی برآوردن نیاز برادرش باشد، خداوند نیز نیازهایش را برمی آورد.

22-همدردی: هیچ چیز مانند همدردی، برادری را حفظ نمی کند.

23-ایثار: اوج مَکارم اخلاق (شایستگی اخلاقی) ایثار است.

24- یادآوری کردن عیب ها: هر که عیب را برایت روشن کند، دوست توست.

25- نهی از منکر: هر که برادرش را در کاری ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و این کار را نکند، به او خیانت کرده است.

26-جویا شدن احوال: جویا شدن از احوال برادران موجب امیدواری انسان می شود.
27- پیمانداری: میخ های عهد و پیمان ها را محکم کنید.

28-پاکیزگی و زیبایی: خداوند متعال، دوست دارد وقتی بنده اش نزد برادران خود می رود با چهره ای پرداخته و آراسته برود.

29- آسان گیری: خداوند، کسی را که در خرید، فروش و قضاوت، آسان گیر است، دوست دارد.

30- چشم پوشی: از بهترین رفتارهای شخص بزرگوار، نادیده گرفتن چیزی (از خطاها و بدی های مردم) است که می داند.

31-عفّت: نسبت به زنان مردم عفّت ورزید تا نسبت به زنان شما عفّت ورزند.

32-رازداری و رازپوشی: راز خود را به کسی که امانتدار نیست، مسپار.

33- امانت داری: سه چیز است که خداوند، دست هیچ کس را در آنها باز نگذاشته است: برگرداندن امانت دیگران، چه نیکوکار باشند و چه بدکار، ...

34- سپاس گزاری: از آن که به تو نعمتی می بخشد، تشکر کن و به کسی که از تو تشکر می کند، نعمت بیشتری بخش.

35- عفو: بر شما باد به گذشت؛ زیرا که گذشت، جز بر عزّت بنده نمی افزاید.

36- مهمانی: هر که خداوند به او ثروتی دهد، باید با آن به خویشانش رسیدگی کند و مهمانداری نماید.

37-عذرخواهی و پذیرش عذر: عذر برادرت را بپذیر و اگر عذری نداشت، برایش عذری بتراش.

38- تسلی دادن به سوگوار: هر که مادرِ فرزند مرده ای را تسلّی دهد، خداوند در آن روزی که هیچ سایه ای جز سایه عرش او نیست، وی را در سایه عرش خود، جای دهد.

39- وام دادن: اگر توانگر بودی و کسی از تو وامی خواست، وجود او را غنیمت دان تا خداوند، در روز تنگدستی، آن را به تو بازپس دهد.

40- امان دادن: اگر کسی بر جان خود از تو امان خواست، او را امان بده.

41- شکیبایی: سه چیز از درهای نیکوکاری است؛ ... شکیبایی در برابر آزار و اذیت.

42- حفظ دوستی: دوستی را نگه دار، اگر چه دیگری آن را نگه ندارد.

43-. حیا: حیا، مانع زشتکاری می شود.

44- مهربانی و ترحّم: رحم کن تا به تو رحم شود.

45- میانجیگری: کسی که با میانجیگری خود، زیانی را دفع یا سودی را احیا کند، خداوند تعالی در روزی که قدم ها می لغزند، قدم های او را استوار می دارد.

46- آبروداری: هر که از آبروی برادر خود دفاع کند، این کار، حجابی میان او و آتش خواهد بود.

47- شوخی: خداوند، کسی را که در میان جمعی، شوخی و بذله گویی کند، دوست می دارد به شرط آن که ناسزاگویی در آن نباشد.

48-نام نیک به کار بردن: سه چیز، دوستی برادرت را برایت خالص و یکرنگ می کند: ... او را با محبوب ترین نام هایش بخوانی.

49-کم توقّعی: بهترین برادران، کسی است که نسبت به برادرانش پُر توقّع نباشد.

50- در اختیار گزاردن لوازم زندگی: مسلمان، برادر مسلمان است و لوازم ضروری زندگی را از او دریغ نمی دارد.


ب-نبایدها

1- بدخواهی: در مردمی که نه خود نیک خواه اند و نه نیک خواهان را دوست دارند، خیری نیست.

2- بدخویی: هر که درشت خویی کند، پیرامونش خالی می گردد.

3- عیب جویی: هر که عیب های نهانی را بکاود، خداوند از دوستی دل ها محرومش می کند.

4- خُرده گیری: آن که بر اثر گناهی از برادرانش کناره گیری کند، دوستانش کم می شوند.

5- نابردباری: از نابردباری بپرهیز که دوستان را می رماند.

6- خجالت دادن: هر که برادرش را خجالت دهد، پیوند با او نارواست.

7-. بخل و تنگ چشمی: از بخل بپرهیزید؛ زیرا بیگانه، بخیل را دشمن می دارد و خویشاوند، از او می گریزد.

8- تکبّر: هر که بر برادران، بزرگی فروشد، هیچ انسانی با او صمیمی نخواهد شد.

9- کینه توزی: هیچ کینه توزی را دوستی نیست.

10-  حسادت: از حسادت به یکدیگر بپرهیزد؛ زیرا کفر، ریشه اش حسادت است.

11- نیرنگ: با نیرنگبازی، دوستی هیچ دوستی ای نمی پاید.

12-  تمسخر: کسی که مردم را مسخره می کند، نباید به دوستی خالصانه آنها چشم امید بست.

13-  سخن چینی: از سخن چینی بپرهیزید؛ چرا که تخم کینه می افشاند و [شما را] از خدا و مردم، دور می گرداند.

14- سرزنش کردن: سرزنش بسیار، دل ها را کینه ور می کند و یاران را می پراکند.

15- جویا نشدن حال: هر که جویای حال دوستش نشود، دوستش را از دست داده است.

16- بی انصافی: هر که بی انصافی کند، کسی با او دوست نمی شود.

17- ظاهر سازی: خداوند در روز قیامت، به سه کس نمی نگرد، آنان را پاک نمی سازد و برایشان عذابی دردناک خواهد بود: ... کسی که دوستانه با تو روبه رو می شود، حال آن که قلبش لبریز از فریب است.

18- بدگمانی: مبادا که بدگمانی بر تو چیره شود که میان تو و هیچ دوستی، رابطه دوستانه ای بر جای نمی گذارد.

19-اعتماد مطلق: به برادرت اعتماد مطلق نداشته باش؛ زیرا به زمین خوردن بر اثر اعتماد مطلق، قابل جبران نیست.

20- تحقیر کردن: هیچ یک از شما نباید احدی از بندگان خدا را خوار و بی مقدار بشمرد؛ زیرا نمی داند که کدام یک از آنها دوست و ولیّ خداست.

21- زیاده روی در محبّت: با دوستت چنان دوستی کن که شاید روزی دشمنت گردد و با دشمنت چنان دشمنی کن که شاید روزی دوست گردد.

22- گناه کردن به خاطر دوست: مؤمن، بر کسی که با او دشمنی می ورزد، ستم نمی کند و در راه آن که دوستش دارد، دست به گناه نمی زند.

23و24- خیانت و آشکار کردن راز: به کسی که تو را امین قرار داده است، خیانت مکن، هر چند او به تو خیانت کرده باشد و راز او را فاش مساز، اگر چه او راز تو را فاش ساخته است.

25- لجاجت: لجاجت، جنگ ها به بار می آورد و دل ها را کینه ور می سازد.

26- غیبت: غیبت نکن که از تو غیبت می شود و برای برادرت چاه مکن که خود در آن می افتی؛ زیرا با هر دست بدهی، از همان دست پس می گیری.

27- دروغ گویی: دروغگو با دروغگویی خود، سه چیز به دست می آورد: ... نگاه تحقیرآمیز مردم را نسبت به خود ... .

28- پیمان شکنی: کسی که پیمان شکن باشد، دین ندارد.

29- جدال: از جدال کردن بپرهیزید که این کار، شک و دودلی به بار می آورد.

30- خشم: خشم، کلید هر بدی است.

31- انتقام: زشت ترین کارهای شخص قدرتمند، انتقام گرفتن است.

32- تجسّس: من مأمور نیستم که دل های مردم را بکاوم و درونشان را بشکافم.

33- آزردن: سوگند به خدا که نیکان رستگار شدند! آیا می دانی آنها چه کسانی هستند؟ آنان کسانی هستند که آزارشان به مورچه ای نمی رسد.

34- بخل: بخیل، هیچ دوستی ندارد.

35- بُهتان: بُهتان زدن به آدم بی گناه، بزرگ تر از آسمان است.

36- ناسزاگویی: به مردم، ناسزا مگویید که با این کار در میان آنها، دشمن پیدا می کنید.

37- ستم: از ستم کردن بپرهیزید که دل های شما را ویران می کند.

38- قهر: به یکدیگر پشت نکنید و از هم نبُرید و با هم - ای بندگان خدا - برادر باشید.

39- چاپلوسی: در حقیقت، کسی تو را دوست دارد که برایت چاپلوسی نکند.

40- نفاق: چه زشت است که آدمی، باطنی بیمار و ظاهری زیبا داشته باشد.

41- منّت: خداوند، پاداش بخشنده منّت گذار را از میان می برد.

42- بدقولی: به برادرت وعده ای مده که آن را به جا نیاوری.

 

 

دانشمند جهانگیری میناآباد    

 

شنبه 31فروردین ماه سال1399 هجری-شمسی.