ایرانی صد در صد یا عرب زده:
این گفتگو از خاطرات چهارنفر از زائران ایرانی در اربعین سال 1395 به عراق اقتباس شده است که یک شب مهمان یک شهروند عراقی بوده اند وبین صاحب خانه ویکی از زائران اتفاق افتاده وفردای آن روز مجبور به بازگشت از ادامه سفرمی شود.
ایرانی:درجنگ ما پیروز شدیم یاشما؟
عراقی:شما چه فکرمی کنید؟
ایرانی:به ما گفتند:ایران پیروزشد.
عراقی:درمورد جنگ نمی خواهم صحبت کنم،درمورد الان صحبت کنیم بهتر متوجه میشوید.
-حکام شما کجایی هستند؟
ایرانی:خوب معلومه ،ایرانی
عراقی:مگر،پیامبرتو ایرانی بود که اولادش برشماحکومت میکنند؟مگر ایران از اول سید داشته است؟تا اینجا حاکمانتان از ماهستند.چراحاکمان شما با تمدن ایرانی مخالفند؟
ایرانی:نمی دانم.
عراقی:به خاطر این که تمدن اسلامی عربی را جایگزین آن کنند،پس تمدن شما راهم ازشما گرفتیم،درسته؟
ایرانی:از روی استیصال ودرماندگی سری به نشانه تایید تکان می دهدومی گویک:درسته.
عراقی:چرا وقتی فرزندان تازه به دنیا میاورید درگوشهای او اذان واقامه می خوانید؟چرا سرسفره نوروزی قرآن می گذارید ودعای عربی میخوانید؟چراهنگام ازدواج وطلاق صیغه محرمیت ونامحرمیت را به زبان عربی میخوانید؟چرادرمرگ عزیزانتان به جای خواندن کتاب اوستا، قرآن و دعای عربی می خوانید؟چراهنگام حرف زدن نیزاز بیشترکلمات عربی استفاده می کنید؟مانند:(سلام وعلیکم السلام وانشالله وماشاء الله والحمدلله وغیره..)؟پس تا اینجا آداب ورسومتان را هم از شما گرفتیم.درسته؟
ایرانی:بلی درسته.
عراقی:نام ونام خانوادگی ودین اصیل تو چیست؟
ایرانی: علیرضا محمدی،زرتشتی
عراقی:خنده ای کرده ومیگوید:اسم ودینتان را هم ازشما گرفتیم، به جای این که اسم شما آریایی باشد، عربی است، پولهایتان راهم که خرج عراق وسوریه ولبنان وفلسطین ویمن میکنید،پس پولتان را هم از شما گرفتیم،درسته؟
ایرانی:با ناراحتی میگوید:درسته.
عراقی:حالاکه همه چیزشمارا گرفتیم،درآخرمجبورتان کردیم با پای پیاده و به کشورما برای زیارت اسطوره های ما بیایید درحالی که سر اموات خود باماشین میروید ،وبا این کار اسطوره هایتان را هم ازشما گرفتیم .
ایرانی:ازشدت ناراحتی عرق کرده وگفت:کاملا درسته.
عراقی:حالا ،شما(ایرانیها) پیروزشدید یا ما(اعراب)؟
ایرانی: پیروز واقعی شما( اعراب) هستید.
عربزدگی، نه یکی، بلکه بزرگترین معضل و چالش برای جامعه ایست که سرانجام، انسانیت و شرافت، عزت و علو طبع، بخشش و بخشایشگری، دهشمندی و نیکوکاری، پاکی و پاک نیتی، صلح و دوستی، راستی و راستگویی، نیک اندیشی و نیک پنداری، نیک رفتاری و نیک گویی، راستی و درستی، از آن جامعه رخت بربسته و بجایش خون و خشونت، توحش و سنگدلی، نادانی و واپسگرایی، اشک و شیون، پلیدی و فساد، دروغ و ریا، تزویر و نیرنگ، عزاداری و سوگواری حاکم و همانند کرمی سیرنشدنی و ویروسی کشنده، یک کشور و جامعه را از درون فاسد، پوسانده و نابود می سازد. خطر "عرب زدگی"، به مراتب مهلک تر از غرب زدگی" ست.
فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایران زمین و ایرانیان باد.
شاپور سورنپهلو
روز اورمزد واسفندماه از ماه بهمن سال ۳۷۵۵ بهدینی
۲۵ ژانویه ۲۰۱۸ ترسایی
دانشمندجهانگیری میناآبادفرزندهلال بیگ فرزند علی مرادبیک فرزندجهانگیربیگ فرزندحسینعلی بیگ فرزند گنجی بیگ فرزندشاه پلنگ بیگ برادرزن میرجمال الدین معروف به میرقره خان ودایی وفرمانده میرمصطفی خان تالش،متولد1343/1/2 ،روستای میناآباد ،بخش عنبران ،شهرستان نمین، استان اردبیل ،محل تحصیلات ابتدایی دبستان نورمیناآباد ومطلعی نمین،محل تحصیلات دوره راهنمایی آموزشگاه شهیدشیردل نمین،محل تحصیل دوره متوسطه دبیرستان شهیدمطهری نمین ازسال 1360الی1363،محل تحصیل دوره کاردانی ازسال1363 الی1365(فوق دیپلم علوم اجتماعی)تربیت معلم شهیدرجایی تبریز،محل تحصیل دوره کارشناسی(لیسانس علوم اجتماعی) آموزش عالی ضمن خدمت فرهنگیان ساری، محل تدریس مناطق آموزش وپروش شهرستانهای کوثر - اردبیل- نمین -قائمشهر- رضوانشهروتالش ،سال بازنشستگی 1388،ازدوران کودکی دوستدارفراگیری علم ودانش بوده وهستم واین علاقه باعث انتخاب شغل معلمی وزندگی با کتاب ومطالعه شد ولی به دلیل مشکلات زندگی امکان دامه تحصیل درمقاطع ارشد ودکترا نبود به همین خاطر برای جبران فرصتهای ازدست رفته پس ازبازنشستگی به فکرادامه تحصیل افتادم هرچندکه ادامه تحصیل پس از بازنشستگی هیچ تاثیری در ترفیع شغلی وافزایش حقوق من ندارد وبسیاری از دوستان مرا سرزنش می کنند که چراخودرا بیخودی دراین سن وسال درگیر تحصیل می کنم ولی من درجواب ایشان میگویم که فراگیری علم ودانش برای افزایش علم وآگاهی است نه برای پول وثروت و فراگیری علم ودانش زمان ومکان نمی شناسد.وچون نام کوچک من دانشمنداست باید اسم با مسمی باشم وبه خاطر اسمم هم که شده بایدهمیشه